• پشتیبانی
    پشتیبانی از طریق یا هو:

    شماره تماس:
    همراه : 09371187554
    دفتـر : 03914231988

    ایمیل: them.blogfa[at]yahoo[dot]com
  • آمار بازدید

آسمان بار امانت نتوانست کشید                                             قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
در برخی روایات،آن «امانت» که آسمان و زمین از پذیرش آن سر باز زدند،ولی انسان پذیرفت،به «ولایت» تفسیر شده است.

پیروی از اهلبیت(ع) و مهر ورزی با این خاندان و پذیرش امامت و ولایت آنان،مسئولیتی سنگین است و هم شایستگی و لیاقت ی خواهد،هم پرداختِ هزینه در راه این امانتداری مقدّس.

در روایات آمده است که امر ما،«صعب» و «مُستَعصب» است.«امر»،همان امامت و ولایت ائمّه ی اطهار و حبّ آل محمّد و تولّای این خاندان(علیهم السّلام) است.صعب و دشوار بودن آن نیز هم به دلیل سنگینی این بار معنوی است،هم پیامدهایی که برای این پیوستگی به جبهه ی آل الله است.

امیرمؤمنان می فرماید:
امر ما،دشوار و سنگین و پیچیده است و آن را جز بنده ی مؤمنی که خداوند،قلب او را برای ایمان،امتحان کرده است،تحمّل نمی کند و سخن ما را جز سینه های امین و راز دار و خردهای وزین در نمی یابد.۱

این بود که پیشوایان دین هر سخن را به هرکس نمی گفتند و گاهی برای بیان برخی اسرار و معارف مکتب شیعه و علوم خود،در پی شاگردانی با ظرفیت و راز دار بودند و برخی گفتنی ها را نزد آنان به ودیعت می نهادند و قول می گرفتند که آن ها را فاش نکنند.

از سوی دیگر،هم جبهه شدن با خط امامت و ولایت نیز،دشواری هایی داشت و عشق اهلبیت(علیهم السّلام) عوارضی در برداشت که عاشقان این خاندان می بایست بپردازند.

روایاتی که می گوید:«البلاءُ لِلولاء» (بلا و گرفتاری از آنِ دوستان است) اشاره به این دارد که:
هر که در این بزم مقرّب تر است                                      جام بلا بیشترش می دهند

پیروان مکتب امامت و شیفتگان اهل بیت،از خور و خواب و لذّت و عیّاشی دورند،از حرام خواری و ثروت های باد آورده پرهیز می کنند و به عنوان تاوان  عشقی که به این خاندان دارند،اغلب مورد خشم و بی مهری سلاطین و جبّاران و قدرت های باطل قرار می گیرند.این نکته در توصیه های ائمه(ع) بسیار آمده استو فرموده اند که در راه دوستی ما آماده ی فقر و سختی باشید،یعنی حاضر باشید هزینه ی این عشق قدسی و ولای اهل بیت را بپردازید.

حضرت علی (ع) در اشاره به این بُعد مسأله امامت و ولایت می فرماید:«مَن اَحبّنا اهلَ البیتِ فَلیَستَعِدّ لِلفَقر جِلباباً».۲

هر که ما خاندان را دوست بدارد،پیراهنی از فقر را برای خود مهیّا کند.این سخن می رساند که پیروان عترت،باید اهل قناعت،ایثار،گذشت،انفاق،تحمّل فشارهای اقتصادی و محرومیّت های اجتماعی باشند و از ثروت های ناروا چشمئ بپوشند و با محرومان جامعه نیز همراهی و همدردی کنند و این گونه به پیشوایان و الگوهای مکتبی خود اقتدا کنند.

ما افتخار می کنیم که در «مکتب امامت» شاگردی کوچک باشیم.به خود می بالیم که ما را در زمره ی دوستداران اهل بیت(ع) بپذیرند.

چه زیبا و استوار،امام خمینی(ره) فرمود:
ما مفتخریم که ائمه ی معصومین،از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان علیهم آلاف التحیات والسلام،که به قدرت خداوند زنده و ناظر امور است،ائمه ی ما هستند.۳

هم گوش جان به معارف امامت و تشیع گشوده ایم و هم آغوش مهر به روی هر چه که از دوست رسد باز کرده ایم.

دیانت بی شما کامل نگردد                                          بجز با عشقتان،دل دل نگردد
کدام عاشق در این ره،در بلا نیست؟                             کدامین دل شما را مبتلا نیست؟
گواه عشق ما این دیده و دل                                        رساند «اشک» و «غم» ما را به منزل
دل و جان جهانی عاشق آباد                                       فدای نام شیرین شما باد
اگر ناقابلیم و شرمساریم                                            بجز عشق شما چیزی نداریم
شما در ظاهر و باطن امیرید                                        عنایت کرده،دست ما بگیرید۴

و سخن آخر اینکه «امامت»،جوهره ی دین نبوی است.و اهل بیت(ع) گلهای سرسبد آفرینش اند و عشق به آنان،عشق به همه ی خوبیهاست.

پی نوشت ها
۱-نهج البلاغه،خطبه ۱۸۹:اِنّ اَمرَنا صَعبُ مَستَصعَبٌ.
۲- نهج البلاغه،حکمت ۱۱۲٫
۳- مقدمه ی وصیتنامه ی سیاسی الهی امام راحل قدّس سره الشریف.
۴- برگ و بار،ص۵۸٫[منظومه ی «اهل بیت آفتاب»].
منبع : درسهایی از نهج البلاغه ( ۱۵) – امامت و اهلبیت(علیهم السّلام) – جواد محدّثی.

نوشته شده در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش

حسین (ع) از مستضعفان می گوید:
امام بلافاصله بعد از این که از تحقیر شدن میثاق رسول الله(ص) سخن می گویند،بحث محرومین را پیش می کشند که چگونه در شهرها رها شده اند.پس معلوم می شود که این بحث،از مفاد اصلی پیمان رسول الله است.

فرمود:«لا فی منزلتکم تَعملون ولا من عمل فیها تعتبون»؛نه در آن منزلت الهی که دارید،به تکلیف خود عمل می کنیدیعنی نه خودتان اهل عملید و نه از کسی که عمل می کند و اهل عمل است،حمایت می کنید.این همه احترام و حرمت را برای چه می خواهید؟ برای چه وقت می خواهید؟! کجا می خواهید خرجش کنید؟ «بالادهانِ و المصانعةِ عند الظّلمةِ تعملون».(دُهن به معنی روغن است،ادهان،روغن مالی یا همین ماست مالی کردن است که ما در زبان فارسی،به کنایه از سازشکاری و سهل انگاری می گوییم).شما همه چیز را ماست مالی می کنید.

مصانعه همان سازشکاری است.می فرماید که شما با ستمگران سازش کردید برای آنکه خودتان امنیت داشته باشید.به خاطر امنیت خود،همه ی ارزش ها را فدا کردید.جانتان و منافعتان از دین خدا نزد شما عزیزتر است.اینها همه،محرّمات الهی بود که می بایست ترک می شد و شما می بایست نهی می کردید و نکردید.

شما از بقیه ی مردم وضعتان در آخرت،بدتر است.مصیبت شما بیشتر است؛زیرا مجرای حکومت باید در دست علمای الهی باشد،حکومت باید در دست علمای دین باشد و همین عبارت سیّدالشهداء(ع) یکی از اسناد ولایت فقیه است که امام (رضوان الله علیه) به آن استناد کرده اند- «مجاری الامور و الاحکام بایدی العلماء بالله»؛یعنی مجرای حکومت و مدیریت و رهبری جامعه باید به دست علمای الهی باشد که امین بر حلال و حرام خداوند هستند؛اما این مقام را از شما گرفتند و امروز حکومت در اختیار علمای نیست.«انتم المسلوبون تلک المنزله»؛می دانید چرا از شما گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند و شما علمای صالح را از قدرت،بیرون کنند؟! زیرا شما زیر پرچم حقّ،متّحد نشدید،پراکنده و متفرق شدید و در سنّت الهی،اختلاف کردید با اینکه همه چیز روشن بود.«ما سُلبتم ذلک اِلّا بتفرُّقِکم عن الحقّ بعدَ البیّنةِ الواضحه.لو صبرتم علی الاذی و تحمّلتم المئونة فی ذات الله…»؛اگر حاضر بودید که زیر شکنجه و توهین و اذیت،مقاومت کنید و در راه خدا رنج ببرید،حکومت در دست شما می بود؛اما شما حاضر نیستید رنج ببرید.

«ولکنّکم مکّنتم»؛شما در برابر بی عدالتی و ستمگران،تمکین و امور الهی و حکومت را به اینان تسلیم کردید؛حال آنکه آنان به شُبهات،عمل می کنند و طبق شهوات خود حکومت می کنند و دین را از حکومت تفکیک کرده اند.

چه چیزی اینان را بر جامعه ی اسلامی مسلّط کرده است؟! «سلّطهم علی ذلک فرارکم من الموت»؛فرار شما از مرگ،اینان را بر جامعه مسلط کرده است.شما از مرگ می ترسید.از شهادت می گریزید و همین فرار شما از کشته شدن باعث شد که آنها بر جامعه مسلط بشوند.شما به زندگی دنیایی چسبیده اید حال آنکه این زندگی از شما جدا می شود؛ولی شما نمی خواهید از آن جدا شوید؛اما بدانید که هر کس در راه خدا کشته نشود،عاقبت می میرد.آیا گمان می کنید که اگر شهید نشوید،تا ابد می مانید؟! اگر شهید نشوید،مدتی بعد باید با ذلّت بمیرید.شما دست از دنیا بر نمی دارید؛اما دنیا دست از شما بر خواهد داشت.پس تا دیر نشده،شما علمای الهی،جانتان را در خطر بیندازید،از حیثیت تان در راه دین و ارزشها مایه بگذارید و فداکاری کنید».
سیدالشهداء رو به بزرگان اسلامی می گویند:
«اَسلمتُم الضُّعفاءَ فی ایدیهم»؛شما این ضعفا،مستضعفین،فقرا و محرومین را دست بسته و کَت بسته تحویل دستگاه ظلم داده اید و تسلیم اینان کرده اید.«فمن بین مستعبَد مقهور»؛گروههایی از مردم،برده ی اینان شده اند و مثل برده های مقهور و شکست خورده،در زیر دست و پای آنان له می شوند.«و بین مستضعف علی معیشته مغلوب»؛عده ای هم مستضعف و فقیر و بیچاره اند و نان شبشان را هم نمی توانند تهیه کنند.

«یَتَقلَّبونَ فی المُلکِ بَآرائهم»؛آنها هم هرگونه می خواهند،حکومت می کنند و این محرومین بیچاره در این جامعه،بی پناهند.«فی کلّ بلدِ منهم علی منبره خطیبٌ یصقع»؛در هر شهری عدّه ای را گماشته اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند.«فَایدیهم فیها مبسوطة و النّاسُ لهم خَوَل»؛دستشان کاملاً باز است و مردم هم زیردست و پای اینها دست بسته افتاده اند و نمی توانند از خود دفاع کنند.«لایدفعونَ یَدَ لامس»؛مردم نمی توانند دستی را که به سمتشان می آید تا به آنها زور بگوید،عقب بزنند و قدرت دفاع از خود ندارند.شما همه ی این صحنه ها را می نگرید و برنمی آشوبید که چرا فقرا و محرومین در شهرها بی پناه و گرسنه افتاده اند؟ «جبّار عنیدٍ علی الضَّعفةِ شدید»؛اینان عدّه ای آدمهای ستمگر و معاندند.صاحبان قدرتی هستند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل می کنند و به روش غیر اسلامی حکومت می کنند و متأسفانه بی چون و چرا هم اطاعت می شوند؛در حالی که نه خدا را می شناسند و نه آخرت را قبول دارند:«مُطاعٌ لایَعرفُ المُبدیٌ و المُعید فیها عجباً»؛واقعاً عجیب است.چرا من تعجّب نکنم؟ تعجّب می کنم از شما که این زمین زیر پای ظالمان،صاف و پهن و رام است و حتی یک پستی و بلندی پیش پایشان نمی بینند که لااقل یک بار زمین بخورند و جامعه ی اسلامی،بی دفاع زیرگام آنان افتاده است.یک عدّه غاش و خائن،حکومت می کنند،عده ای باج بگیر ستمگر حکم می رانند «و عامل علی المؤمنین بهم غیرٌ رحیم»؛و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و مهربانی و انسانیت نبرده اند و شما باز هم ساکتید.»

امام در پایان همین منبر می گویند:
«خدایا،تو می دانی که این قیام ما،لَه لَه زدن برای سلطنت،تنافس در قدرت و گدایی دنیا و شهرت نیست؛بلکه تنها برای سر پا کردن نشانه های دین تو قیام کرده ایم.این علامت های راهنمایی و تابلوهای راه را انداخته اند و من می خواهم دوباره این تابلوها را – که راه دین را نشان می دهد – بر پا کنم.قیام من برای این است که مردم گیج و گمراه شده اند و باید آگاه شوند و باید خون مان را به صورت این خواب زده ها بپاشیم تا بیدار شوند».

در زیارت شهدای کربلا هم آمده است که «مردم اینک در حیرت و ضلالت اند و دیگر تحلیلی از اوضاع ندارند که چی به چی است و خون شما،تحلیل شفّافی از اوضاع به مردم،ارائه کرد و مردم از حیرت و ابهام خارج شدند».حسین(ع)می گوید:من می خواهم دوباره مردم بفهمند که چه خبر است؛ولو خون من ریخته شود.خدایا،من برای دوباره سر پا کردن نشانه های دین تو و اصلاح علنی در سرزمین تو قیام کرده ام.امام(ع) به «اصلاح علنی»،اشاره می کنند؛یعنی اصلاح یواشکی و قابل تحریف نه،بلکه اصلاح علنی و ظاهر،می کنیم تا بندگان مظلوم تو،امنیت پیدا کنند،مردم امنیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بیابند و به حدود و احکام و قوانین تو و سنّت پیامبر تو در حکومت،عمل بشود که اکنون عمل نمی شود.

و خطاب به اصحاب فرمود:بعد از همه ی این حرفها اگر شما حضّار و هم پیمانان و هوادارانتان یاریمان نکنید،بدانید که این ستمگران بیش از این بر شما مسلط خواهند شد و آن قدر پیش می روند تا نور پیامبر(ص) را به کلی خاموش کنند.در هر صورت،اگر به ما نپیوندید،خدا ما را بس است(حسبنا الله و نعم الوکیل).من با شما اتمام حجت کردم؛حال آن که می  دانم که نمی آیید.گفتم و می دانم که شما جهاد نخواهید کرد.

منبع: حسین (علیه السّلام) عقل سرخ – گفتگو با حسن رحیم پور(ازغدی)- مجموعه مباحث طرحی برای فردا (۲).

نوشته شده در ۱۴ آبان ۱۳۹۰ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش
صفحات سايت:

  • آمار بازدزد

شیعه تم | کلیه حقوق