در روز نوروزی “معلی بن حنیس” می گوید؛محضر “امام جعفر صادق(ع)” شرفیاب شد،حضرت به او فرمود:”آیا می دانی امروز چه روزی است؟ من عرضه داشتم :و لیکن روزی است که ایرانیان آن را گرامی می دارند و در آن به همدیگر تبریک و تهنیت می گویند،فرمود:هرگز چنین نیست قسم به آن خانه کهن و آزادی که در مکه است! این روز یک ریشه کهن دارد که من برایت توضیح می دهم تا آن را بشناسی.من عرضه داشتم:آموختن من از عید نزد شما محبوبتر است نزد من از این که
مردگان من زنده شوند و دشمنان من هلاک گردند،فرمود:”ای معلی! روز نوروز همانا روزی است که خداوند در آن پیمان از بندگان گرفت تا او را پرستش کنند و به او هیچ گاه در چیزی شرک نورزند و این که به رسولان او و حجّت های او و به ائمه(ع) ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و در آن بادها-جهت- بارور ساختن-ابرها و درختان-وزیده شد و در آن زهره زمین آفریده شد و آن روزی است که کشتی نوح در آن بر-کنار-کوه جودی لنگر انداخت و آن روزی است که رسول خدا(ص) در آن امیرالمؤمنان(ع) را بر شانه خود-در کنار کعبه-نشاند تا بت های قریش بر بالای کعبه را از بین برد و آنها راشکست،همچنان که ابراهیم (ع) این چنین کرد و آن روزیست که پیامبر(ص) اصحاب خود را فرمان داد تا بر امارت امیرمؤمنان(ع) با علی(ع) بیعت کنند،و آن روزی است که پیامبر(ص) را به وادی جن ها سوق داد تا از آنان برای علی(ع) بیعت بگیرد و آن روزی است که در آن برای امیرمؤمنان(ع) برای دوّمین بار بیعت گرفته شد و آن روزی است که امیرمؤمنان(ع) بر اهل نهروان پیروز گردید و ذی الثدیة را به قتل رسانید و آن روزی است که قائم ما(عج) در آن بر دجال پیروز می شود و وی را بر کناسه کوفه به دارمی آویزد و هیچ روز نوروزی نیست مگر این که ما در آن فرج و گشایش را انتظار می کشیم،زیرا آن از روزهای ما و شیعیان ماست که ایرانیان آن راحفظ کردند و شما-عرب ها-آن را ضایع نمودید و فرمود:پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل از پروردگار خود درخواست کرد،چگونه این قومی که از دیار خود به خاطر ترس از مرگ خارج شده اند را زنده می کنی؟ خداوند به او وحی کرد که بر آنان در حالی که درخواب گاه خود می باشند در این روز آب بپاشد و آن نخستین روز از سال ایرانیان بود آنان زنده شدند در حالی که سی هزار نفر بودند،- بدین خاطر- پاشیدن آب در روز نوروز سنت گردبد که علت آن را به جز راسخان در علم نمی دانند،معلی می گوید:امام این گونه روز عید را برای من املاء کرد و من از گفتار او نوشتم”.۱
از امام صادق (ع) نقل شده:”زمانی که عید نوروز فرا رسید بدن خود را بشوی و پاکیزه ترین جامه هایت را بپوش و با خوشبوترین عطرها خودت را معطر کن و در آن روز روزه دار باش”.۲
در عید نوروز هدیه ای خدمت امیرمؤمنان(ع) آورده شد،حضرت پرسید:این چیست؟ عرض کردند:ای امیرمؤمنان! امروز نوروز است،حضرت فرمود:”هر روزمان را نوروز کنید”.۳
نیز نقل شده:”نوروز ما هر روز است”.۴
پی نوشت ها
۱- وسایل الشیعه:۶/۳۵۲ و ۳۵۳ ،۸/۱۷۳ و ۱۷۴٫
۲- عن الصادق(ع) فی النیروز:”اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً ” – وسایل الشیعه:۷/۳۴۶/۱ .
۳- الامام علی(ع)- لما اتی بهدیة النیروز- ما هذا ؟ قالوا:یا امیرالمؤمنین!الیوم النیروز،فقال :اصنعوا لنا کل یوم نیروزاً “- الفقیه:۳/۳۰۰/۴۰۷۳٫
۴- عنه (ع): “نیروز ناکل یوم”- الفقیه:۳/۳۰۰/۴۰۷۴٫
منبع: همّت مضاعف،کارمضاعف – سیدمرتضی حسینی اصفهانی .
نهج البلاغه؛تابلویی گویا در برابر چشمان حیرت زده انسانهای آزاده است تا مسیری روشن پیش روی همه قرار دهد.این کتاب مجموعه ای از روش های حکومت داری،اجرای عدالت در جامعه،آموزش اخلاق انسانی و توحیدی،راه و روش درست زندگی،و کتاب علم و ادب و دانش،میراثی ماندگار برای بشریت است.این روزها با توجه به تحولات اقتصادی کشور که مهمترین آن اجرای”طرح هدفمندی یارانه ها”؛و لزوم دقّت در اجرای این مهم و قرار گرفتن عدالت و حق محوری در صدر اجرای آن است،لازم دیدم به بهره های حق محوری و و زیان های تضییع حقوق جامعه از دیدگاه صاحب نهج البلاغه یعنی امیرمؤمنان امام علی بن ابی طالب (ع) بپردازم.
بهره مندی های حقّ محوری
آن زمان که حقوق حاکم و والی،یا فردی با فردی ،زن و شوهری،فرزندی پدری، پدری فرزندی،همسایه با همسایه،خویشی و
قومی،خوش رفتاری حکم فرما با رعیت،اجرای دستورات حاکم بوسیله رعیت جامه ی عمل پوشید:
۱- حق در بین ایشان ارجمند و قواعد دین شان برقرار،و نشانه های عدل و درستکاری برپا و احکام پیامبر اکرم(ص) در مواضع خود جاری می گردد.
۲- به پایندگی دولت و سلطنت اسلام امید می رود و طمع های دشمنان زایل می شود زیرا دولت ،اقتدار ملّی پیدا می کند و با آن اقتدار برای ملّت می کوشد و دشمنان داخلی و خارجی را مقهور می نماید به هیچ فردی ستم و تبعیض روا نمی گردد و ملّت در برابر متجاوزان می ایستد و حکومت و نظام در کمال قدرت در صحنه بین المللی حضور می یابد.هم چنان که ملّت و دولت ایران حضور بهم رساندند و تمام جهان خواران و نوکرانش را پشیمان و مقهور ساختند.
۳- عزّت و ارجمندی و بزگواری و بلند مرتبگی به جامعه و ملّت رو آور می شود و ملّتی که زمانی در بی ارزشی جهانی بسر می برد.اکنون هایل – ترسناک – می گردد و سلطه گران از او می ترسند.
۴- بزرگان دینی و کشوری تواضع الهی خود را از دست نمی دهند و به تفاخر و خودستایی نمی گرایند زیرا وقتی هر کس به حقّش برسد به چاپلوسی نمی افتد و حکم فرمایان را نمی ستاید.
۵- رشوه خواری،گمانه زنی،دروغ بافی و بی انصافی جای خود را به اِعانه و نیکو کاری می دهد و حقیقت، مرتبه و درجه اعلایش را باز می یابد و همه بر اقامه ی حق،همکاری می نمایند:”التَّعاوُنُ عَلی اقامَةَ الحَقِّ بَینَهُم:هیچ فردی از کمک شدن به آنچه خداوند از حقّ خود کمک به او را واجب گردانیده بی نیاز نیست”.۱
زیان های تضییع حقوق
آنگاه که حاکم به وظیفه اش عمل نکرد:
الف – حقوق ملّت از بیت المال و دارایی حاصله از مالیات و درآمدهای منابع طبیعی و ذخایر پرداخت نمی گردد.
ب – رعیت حالت ستیز بخود می گیرد،شورش و بلوا و ناامنی برمی خیزد،اوامر و نواهی حاکم را بکار نمی بندد و اختلاف کلمه پبش می آید،یکرنگی ،یکدلی و صمیمیت رخت بر می بندد.
در نتیجه:
۱- “نشانه های ستم آشکار و تباه کاری ها در دین بسیار و عمل به احکام و شرایع دینی مُعطّل می ماند”.
۲- “دزدی و خونریزی ،ناامنی ،گرانی و گرفتاری فراوان می شود”.
۳- “کسی برای تضییع حق نگران نمی شود”.
۴- “نیکوکاران خوار و بدکاران ارجمند و دانایان بی ارزش می گردند”.
۵- “گناهان رواج می یابند”.
۶- “کسی به بندگی خداوند دل نمی بندد هر چند برای بدست آوردن رضایت خدا حریص باشد”.
۷- “مردی که باید حق را یاری کند پیدا نمی شود”.۲
۸- “عمل به عدل و حق و شنیدنش بر مردم دشوار می آید هر چند گوینده شخصی بزرگوار،دادگر و حق گو باشد”.
بدینسان ولایت و حکمفرمایی حاکمی را باید گردن نهاد که وقتی در برابر حق قرار گرفت” حق گرفتن و از دست دادن حقّ” نزد او یکسان باشد.۳
بدین ترتیب جامعه مقام و منزلت،حرمت،ترقی و تعالی بدست می آورد که در اَدای حقّ دیگران کوشا باشد و به خواهش های نفسانی دل نبندد.زیرا خود را مَملوک و بنده خدا می داند و کارهایش را به خداوند می سپارد:”فَانَّما أنَا وَ أنتُم عَبیدُ مَملُوکُونَ لِرَبِّ لا رَبَّ غَیرَهُ : این نیست مگر این که من و شما بنده و مملوک و در اختیار پروردگاری هستیم که جز او پرورش دهنده ای نیست”.۴
پی نوشت ها
۱- نهج البلاغه:شماره های ۱تا۵:صفحه ۶۷۵ .
۲-نهج البلاغه:ص۶۷۶ .
۳-نهج البلاغه:ص۶۸۱ .
۴-نهج البلاغه:ص۶۷۸٫
منبع : روح و فرهنگ و تمدن در نهج البلاغه – علی اکبر سر گلزایی .