• پشتیبانی
    پشتیبانی از طریق یا هو:

    شماره تماس:
    همراه : 09371187554
    دفتـر : 03914231988

    ایمیل: them.blogfa[at]yahoo[dot]com
  • آمار بازدید

پس از سه روز که مراسم غدیر پایان یافت ٬آن روزها با عنوان “ایّام الولایة”۱در ذهنها و بر صفحه تاریخ نقش بست.گروهها و قبایل عرب٬با دنیایی از معارفِ اسلام٬پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او٬راهی دیار خود شدند.پیامبر(ص) نیز عازم مدینه شد در حالیکه کاروان اسلام را به سر منرلِ مقصودرسانده بود.

خبر”غدیر”و سخنان پیامبر(ص) در آن مجمع عظیم ٬درشهرها منتشرشد٬و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید.بدون شک این خبرمهم توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصی نقاط عالم آن روز یعنی ایران و روم و چین پخش شد٬و غیر مسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.در بُعد دیگر٬پادشاهان ممالک که از قدرت نوپای اسلام وحشت داشتند و چشم طمع به ایّام بعد از رحلت پیامبر(ص) دوخته بودند٬با شنیدن خبر تعیین جانشینی ٬چون علی (ع) نقشه های خود را بر آب دیدند.

بدین وسیله جامعه اسلامی بار دیگر قدرت خود را به نمایش گذاشت٬و از حملات احتمالی بیگانه مصون ماند٬و اینگونه بود که خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد٬چنانکه امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:”پیامبر(ص) در غدیر برای احدی عُذری٬و برای کسی سخنی باقی نگذاشت”.۲حضرت فاطمه زهرا(س) نیز می فرماید:”خداوند بعد ازغدیر خم برای احدی حجتی و عُذری باقی نگذاشته است”.۳

پی نوشتها
۱- صفار٬بصائر الدرجات٬ص۵۴-۲۰۱/سیدبن طاووس٬اقبال الاعمال٬ص۴۵۳-۴۵۹/حسن بن سلیمان حلی٬مختصر بصائرالدرجات٬ص۱۰۹/شیخ مفید٬الاختصاص٬ص۲۷۲/ابن شهرآشوب٬مناقب آل ابی طالب٬ج۳ص۴۰/مناوی فیض القدیر٬ج۶ص۲۸۱/علامه مجلسی٬بحارالانوار٬ج۳۷ص۱۳۶ ٬ج۳۹ص۳۳۶ ٬ج۴۱ص۲۲۸/بحرانی٬عوالم العلوم٬ج۱۵/۳ص۶۸/سیدبحرانی٬کشف المهم٬ص۱۰۹/شوشتری٬احقاق الحق٬ج۲ص۴۷۴ ٬ج۶ص۳۵۸ ٬ج۱۲ص۹
۲- حرعاملی٬اثبات الهداة٬ج۲ص۱۱۵ح۴۷۶
۳- طبری امامی٬دلائل الامامة٬ص۳۸
منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری

نوشته شده در ۶ آذر ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش

واقعه غدیر برای مردم آن زمان و هرکسی که درطول زمان ها آن را می شنود فوق العاده است و یقیناً تاثیرهای ناخواسته ای برجامعه و افکار مردم و خط سیر آنان خواهد گذاشت.این اثرات غیر ازاهدافی است که در متن خطابه پیامبر(ص) و قبل و بعد از آن به صراحت ذکرشده است.

غدیر حق همه انسانها
غدیر روز همه انسانیت٬و رمز یکپارچگی مسلمین است.هیچ روزی مثل آنروز٬مسلمین تحت پرچمی واحدجمع نبودند.انسانیت روزخود را قبل و بعد از آن ندیده٬و فقط آنروزدیده است.آنروز آرزوهای نهایی انسان بیان شده و هدف انسانیت مشخص گردیده.آنانکه آنروز راضایع کردند٬حق انسانیت راضایع کردند و حق میلیاردهابشررانادیده گرفتند.

غدیر آسودگی خاطر پیامبر رنجدیده
درغدیرچشمان پیامبر(ص)دوردستهایی را می نگریست که می باید کشتی اسلام آن راطی کند و هدف نهایی آن به مرحله ظهوربرسد٬و آینده ه ای را می نگریست که گرگان عقیده به اسلام حمله کرده اند و می خواهند آن را پاره پاره کنند.دست علی بن ابیطالب (ع) را گرفت  و او رابلندکرد و ازهمانجا او را به همه عالم و همه تاریخ و همه نسلها نشان داد و معرفی کرد که این وصی وجانشین من است.
پیامبر(ص) هنگام پایین آمدن ازمنبر خوشحال بود که بزرگترین آرزو و مهمترین وظیفه الهی خود را به انجام رسانده است.بدین ترتیب فصل نوینی درتاریخ اسلام گشوده شد:علی(ع)-مردسابقه داراسلام-به جانشینی پیامبر(ص)برگزیده شد.اکنون مصداق حقیقی “ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً”۱تحقق یافت که ازدروازه غدیر٬مردم تاابد وارد گلستان اسلام خواهندشد.آنروزبود که پیامبر احساس کردرسالتش در زمین پایان یافته و هنگام استراحتش فرا رسیده است.

آیا از انتخاب پیامبر(ص) می شود گذشت؟
با توجه به اینکه پیامبر(ص)امیرالمؤمنین(ع) راتعیین کرده اند٬چگونه جرأت می کنیم فرد دیگری را مطرح کنیم؟ این به معنای اهانت به پیامبر(ص)و مناقشه درجهت تعیین آن حضرت است.گویا کسی بگوید:با وجود شخصی ارجح٬علی(ع)راتعیین نموده٬و اینکار رابه خاطرخویشاوندی انجام داده است.قطعاًهیچ مسلمانی چنین جرأتی به خود نمی دهد!

قضاوت بیطرفانه درباره غدیر
اگرکسی-حتی اگرمسلمان نباشد-بیطرفانه و فقط به عنوان یک ماجرای تاریخی٬مجموع این واقعه رامطالعه کند٬چه قضاوتی خواهدداشت؟ نه تنها درجنبه ولایت بلکه به عنوان یک فکرسیاسی اسلام٬خداوند برای پیامبرش چه سیاست حساب شده و دقیقی را آماده کرده٬که به بهترین وجهی جانشین تعیین شد و نتیجه آن تاامروز ماند.

صحنه غدیر در تاریخ نظیر ندارد
بابوجود آمدن صحنه غدیر٬نشرمکتبی که از روز خلقت آدم (ع) آغازشده بود دردل کوهسارغدیرپایان یافت٬وازکنار این برکه بر اقیانوس زمان موجی پرخروش افکند.ای اقیانوس بیکران زمان و ای امتداد تاریخ!٬آیا چنین صحنه ای راباردیگردرخودجای داده ای؟! اگرقاموس زندگی بشر راورق بزنیم٬آیا واژه ای می یابیم که معنای عشق پرشور را که رهبری سالخورده ٬به سعادتِ آینده امت خود دارد بفهماند؟

سابقه تعیین جانشین پیامبر(ص) در موقعیتهای مختلف
اهتمام پیامبر(ص)درباره نظم امور و جانشین قراردادن در امور مختلف چشمگیراست.اگربرفرض٬جانشین قراردادن فقط امر ارجحی باشد باز با توجه به اینکه پیامبر(ص) به خصوص دراین باره (جانشینی امام علی)درطول عمرش تاکیدداشته٬انسان مطمئن می شود که آن حضرت درمورد خلافت بعد ازخودمسئله را مهمل نگذاشته است.
به عنوان نمونه درجنگ موته٬سه فرمانده به ترتیب تعیین شدند.درلشکری که به یمن فرستادند٬تعیین کردند که امیرالمؤمنین(ع) ویک نفردیگربه ترتیب فرمانده هستند٬ولی امیربرهمه حضرت علی(ع)است.درمواردی که احتمال اختلاف شدیدباشد٬چه ازنظرجانشینی٬ وچه ازنظروجودافراد ناشایست که ازوجودشان احساس خطرمی شود.درچنین مواردی تعیین”جانشین” واجب است.چراکه درحال احتمال خطر٬موضوع رابه حال خود رهاکردن مساوی است با برباد دادن زحمات گذشته و بی توجهی به عمری به درازای قرنها برای اسلام٬به خصوص که خودحضرت ازاختلاف امت خبرداده و پبش بینی آینده ای نه چندان روشن ازروزهای بعد از خود را نموده است.

غدیر برای مردمی که علی(ع) را می شناختند
پیامبر(ص)درغدیر٬امیرالمؤمنین راهنگامی منصوب می فرمود که آن حضرت انواع آزمایشهای مربوط به دین و اجتماع رادرشرایط مختلف ازجنگ و صلح و سخاوت و عدل…در پیش چشم همگان داده بود و همه دیدند و همه اقرارداشتند که کسی بهتر از او نیست.شاید اگر قبل ازغدیر بود ادعا می کردند که آزمایشی پیش نیامده و گرنه ما هم چون علی (ع) هستیم!

تهدید برای مردم نه پیامبر(ص)!
تهدیددرآیه ی”و إن لم تفعل فمابلّغت رسالته”۲ازنوع کلامی است که به درمی گویند تادیواربشنود!منظور ازاین تهدیدآن مردمی هستند که پیامبر(ص)خوف قبول نکردن ولایت علی (ع)ازسوی آنان را داشت٬چراکه پیامبر(ص)ازابلاغ ولایت ابایی نداشت٬و درتمام عمر خود با اسلوبهای مختلف به ابلاغ آن همت گماشته بود.

وحشت ازمسلمانان درغدیر!
فرق بین غدیر و دعوتهای قبلی پیامبر(ص)این بود که درغدیر٬اجتماعی منسجم و یکپارچه و عظیم ازمسلمین بود٬ولی دردعوتهای قبلی مجموعه ای ازکفار و مسلمین و یا اکثریتی از کفار دربرابرحضرت بودند.ولی این مسلمانان چه کسانی بودند که نیمی از خطابه پیامبر(ص)به اعلام خطر و حذر ازمنافقین آنان طی شد.اگرچه دعوتهای قبلی پیامبر(ص)هر یک درمرحله ای ازضعف  اسلام قرارداشتند و دراین مرحله دراعلی درجه قدرت اسلام بود٬ولی درهمین حال پیامبر(ص)ازمشرکین خوفی نداشت و همه ترسش از منافقین به رنگ مسلمین بود!

چرا سقیفه دلسوزتر از پیامبر(ص)
نصب فرمانروا ازطرف حاکم اصلی درهرشهری می تواندشاهدخوبی برمسئله امامت به تنصیص باشد.چگونه است که یک حاکم نمی تواندمردم هرشهری رابه حال خود رهاکندتابه قوانین عمل کنند اگرچه مردم آن شهر مردمان خوبی باشند.
پیامبر(ص)هم به مسلمانان نمی تواندآنچنان اطمینانی داشته باشدکه خودبه قوانین اسلام عمل کنندتاچه رسدبه اینکه خلیفه تعیین کنند!به عبارت دیگر٬اگرمسئله این است که مردم خود می توانند درکاری حضور ودخالت داشته باشند٬پس بهتراست ازهرچیزهمان است که به اسلام عمل کنند٬واصلاْتعیین خلیفه لزومی ندارد٬و اگرمردم آنقدرخوب نیستند که خودشان به دستورات اسلام عمل کنند٬چگونه دراعظم اموراسلام که تعیین خلیفه است می توانند با سلامت کامل عمل کنند وشخص مناسب را انتخاب کنند؟!
به تعبیردیگرفرضاْخودحضرت خلیفه تعیین نکرده بود شورا بودن را هم نگفته بود٬پس گویاخواسته بگوید:همانطورکه من به فکرخلافت نبوده ام شما هم به این فکرنباشید.چطورشد که یک عده کاسه داغتر از آش به فکرخلافت افتادند و ازقلب ناسوخته فریاد زدند که اسلام بدون امیرنمی شود٬و فقط برسر کیفیت و شخص آن اختلاف کردند و بالاخره به داد اسلام رسیدند!!.وقتی می گوییم چگونه ممکن است پیامبر(ص)اسلام را به حال خود رها کرده باشد دلسوزیها کنارمی رود٬ولی وقتی نوبت خلیفه تعیین کردن خودشان می رسد دلسوزیها شدید دیده می شود؟!. 

پی نوشت
۱-سوره نصر آیه۲
۲-سوره مائده آیه۶۷
منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری

نوشته شده در ۱ آذر ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش

قالب مذهبی و زیبای حضرت رقیه س با نام یا رقیه س

سلام!

قالب مذهبی یا رقیه س ، خیلی وقت پیش طراحی شده بود و روی وبلاگ قالب مذهبی هم بود اما فراموش کرده بودم بزارم روی سایت جدید که با یاد آوری یکی از بازدید کننده ها قالب را دوباره گزاشتم امیدوارم استفاده کنید و من رو هم دعا کنید!

برای مشاهده قالب روی تصویر کلیک کنید

برای دانلود قالب اینجا را کلیک کنید

نوشته شده در ۲۶ آبان ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : قالب مذهبی ، قالبهای تیره ، منو سمت راست

نامه۵۳نهج البلاغه منشوری جاویدان برای حکیمان و عارفان،سیاستمداران و فرمانروایان و مسؤلان،راهی روشن می گشاید که عمل به آن جامعه آرمانی و مدینه فاضله انسانی و اسلامی را محقق می بخشد.در مسیرمدیریت جامعه دشواریها و پیچ و خم هایی است که عبور و گذر از آنها نیاز به الگویی تمام عیار یعنی حکومت انسانی و اسلامی مولایمان امیرمؤمنان علی(ع) است که نمونه ای از این نکات در این فرمان جاویدان به مالک اشتر ارائه شده است.تابلویی در برابر دولتمردان و کارگزاران نظام اسلامی.گزیده ای از این فرمان را مرور می کنیم:

مراقب هجوم شیطان باش: از شیفته ی خویش گشتن،پروا کن! و از نازیدن و اعتماد ورزیدن به آنچه تو را فریفته ی خویشتن می کند،دوری گزین! و مپسند که بسیار ثنایت گویند و ستایشت نمایند؛زیرا که اینها از مناسبترین فرصتها و از استوارترین کارافزارهای شیطان است تا که شایسته کاری شایستگان را تباه سازد و احسان محسنان را فانی گرداند.

با مردم مهربان باش:رحمت و شفقت بر ملّت و رعیّت را به قلبت بفهمان و محبّتشان را به دلت بچشان و لطف و رأفت به آنان را شعار خویش گردان و در نهانگاه جانت بنشان.و مبادا برای آنان چونان جانوری درّنده و شکار گری زیان رساننده باشی،که خُوردنِشان را غنیمت شماری! زیرا ایشان دو گروه اند:یا در دین و آیین،با تو برادرند و یا در آفرینش،با تو برابرند.

بر مردم منّت نگذار: از منّت نهادن بر رعیِت و احسان و نیکی ات را به رخ ایشان کشاندن،پرهیز کن! و کارهایت را،به گزاف،بزرگ مشمار و به آنها مناز! و به ملّت،وعده ای که خلاف آن کنی،مده؛زیرا که”منّت نهادن”،نیکی و احسان را زایل و باطل (و تباه و بی پاداش)می کند.و “کار بزرگ شمردن” (و لاف زدن و کار خویش را،به گزاف،بیش از آنچه هست نمایاندن) نور حق را می زداید(و روشنایی ضمیر را تاریک می نماید).و “خلاف وعده کردن”،خشم خداوند و مردمان را برمی انگیزاند،خدای متعال فرموده است:”بزرگ گناهی است نزد خداوند که بگویید آنچه به جای نمی آرید”.۱

رعایت حال محرومان و طبقات پایین جامعه را بکن: آنک،الله!الله!درباره طبقه فرودستان!(خدای را،خدای را پروا گیر و در احوال آن فروماندگان بیندیش!)همانان که راهکاری ندارند و راه به جایی نمی برند:آن ناداران و نیاز داران و بینوایان و فرو افتادگان و  واماندگان.
در این طایفه،کسانی اند که فقر خویش را ظاهر می سازند و دست به گدایی می یازند،و نیز کسانی دیگرند که دست خویش به خواهش نمی گشایند و فقر خود را نمی نمایانند.و تو حقی را که خداوند برای ایشان بر عهده ات نهاده ادا نما و حرمت شان را پاس دار.

حق را به حقدار برسان: و”حق”را پاس بدار و آن را به حقمدار برسان و اجرای حق را برای همگان لازم شمار؛چه برای  خویشاوندان و چه بیگانگان(و چه نزدیکان و چه دوران) و بر این”حقمداری” صابر باش (و بر آن پایداری شکیبایی بورز) و پاداشش را از خداوند بخواه (و در این”حق ورزی”،جز به خداوند میندیش) هر چند که این کردار حقمدار،بر نزدیکان و خویشاوندانت دشوار آید.و این شیوه ی”التزام به حق”را با همه گرانی و دشواری اش،پذیرا باش؛زیرا عاقبت و فرجامش ستوده و خجسته است.

از خشم عمومی مردم بترس: محبوبترین و فرخنده ترین کارها و کردارها،نزد تو،باید آنها باشد که در قلمرو”حقیقت”،سازگارترین و معتدلترین است؛و در وادی”عدالت”،فراگیرترین است؛و در جلب خشنودی”رعیت”،گسترده ترین است؛زیرا نارضایی “جماعت مردمان”رضایتِ”خاصّگان”را می زداید(و آن را بی اثر می سازد و از فایده می اندازد) و امّا خشم و نارضایی آن “گروه خاص”،با رضامندیِ “جماعت عام” قابل جبران است.

مراقب مسؤولان دفترت باش: آنگاه در حال و کار “دبیران” خویش بیندیش و کاتبان و منشیان را از بهترینهاشان برگزین و بر کارهای نگارشی(و ثبت دیوان حکومتی)ات بگمار.و از میان این بهترینان،نخبگانی را برای نگاشتن اسرار و کتابت و حفاظت تدبیرها و رازهای نهانی خویش اختیار نما و کار نگارش و ساماندهی محرمانه ات را به این صالحترینان واگذار.این نخبگان و ویژگان باید چنین باشند:
۱-اعطای مکرمت و مقام و مکانت ارجمند،به طغیانشان واندارد؛تا بر تو جرأت یابند و و در محضر دیگران،آشکارا رو در رویت بایستند و با فرمانرواشان گستاخی ورزند.
۲-در رساندن نامه های کارگزاران به تو و بردن نا مه ها و جوابهایت برای آنان،غفلت نورزند و کوتاهی نکنند و در نگاشتن نامه ها امانت ورزند و پیام دو طرف را،همان سان که هست ابلاغ نمایند.
۳-در بستن پیمانی که به صلاح تو و نظام حکومتی است،سستی نورزند.
۴-درلغو پیمانی که به زیان است،درمانده نشوند(و از بستن پیمانهایی که به زیان تو و نظام است؛دلیرانه پیشگیری کنند).
۵-منزلت و مکانت خویشتن را بشناسند،زیرا آن کس که در شناختن ارزش خویش،نادان وناتوان باشد،در قدر شناسی دیگران نادانتر و ناتوانتر است!

مراقب نزدیکانت باش: دیگر آنکه حاکم و زمامدار،نزدیکان و خویشاوندانی دارد که خوی خودکامگی و امتیازخواهی و دست چپاولگری دارند و در معامله با مردمان،کم انصاف و ناعادل اند.ریشه اینان را از بن برکَن و مجال ستم و فساد را از آنان بستان(و دستان این نابکاران را از دامان دولت و ملت،کوتاه گردان! و به هیچکدام از اطرافیان و بستگانت،زمینی از اراضی حکومتی را نبخش و وامگذار! و مبادا در تو طمع ورزند و با بستن پیمانهای ناروا،به مجاوران و مردمان،زیان رسانند؛زیان در بهره بری از نصیب کشتزار و سهم آب زراعتی،و یا اینکه در کارهای مشترک با مردمان،همه هزینه و زحمت ساماندهی را بر عهده دیگران اَندازند (و با بهره گیری از مقام و قدرت تو،کارهای ستمگران کنند و بهره ی کلان برند) که فایده اش برای آنان باشد و ننگ و عقوبتش در دنیا و آخرت،برای تو باشد!

ویژه خواری نکن: از فزون خواهی،در آنچه که مردمان در آن یکسان اند،پروا بدار! و از آنچه که عنایت و توجه ویژه تو را می طلبد و حقیقت آن بر همگان آشکار است،غفلت مورز و به آن بی اعتنا مباش؛زیرا که(تو والی”مردمانی و مسؤول حقوق آنانی.و اگر فزون طلبی کرده باشی و چیزی را به ناروا مخصوص خویش نموده باشی) آن را از تو می ستانند و به غیر تو می رسانند.و چه زود باشد که پوشانده هایت آشکار گردد و داد مظلومان از تو ستانده شود!

همیشه در دسترس باش: هیچ هنگام،پنهان ماندنت از ملت را به درازا مکشان؛زیرا نهان ماندن والیان از مردمان و جدایشان از آنان،گونه ای از تنگنایی و نابسامانی است و سببی است برای کم دانی کارها و موجبی است بر نادانی امور؛زیرا که غایب و دور ماندن از مردمان،والیان را از دانستن حقایق امور باز می دارد؛و آن وقت است که ای بسا “بزرگی”نزدشان کوچک نماید و یا “کوچکی” که در دیده شان عظیم آید و زیبا به چشمشان زشت آید و نیکو و صواب،نانیکو و ناصواب به شمار آید و حق و باطل به هم آمیزند!

پی نوشت
۱-سوره صف،آیه۳٫
منبع : نامه ۵۳ نهج البلاغه – عهدنامه امیرمؤمنان (ع) به مالک اشتر .

نوشته شده در ۱۵ آبان ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش
صفحات سايت:

  • آمار بازدزد

شیعه تم | کلیه حقوق