• پشتیبانی
    پشتیبانی از طریق یا هو:

    شماره تماس:
    همراه : 09371187554
    دفتـر : 03914231988

    ایمیل: them.blogfa[at]yahoo[dot]com
  • آمار بازدید

برای انجام هرکاری٬شناخت هدف و فلسفه ی آن کارلازم وضروریست.دربحث روزه هم این سوال مطرح است که فلسفه وجوب روزه در اسلام چیست؟روشنترین و جامعترین پاسخ را قرآن ارائه نموده است.قرآن کریم٬فلسفه روزه را تقوا ذکر می کند و می فرماید:”یا ایهاالذین امنواکتب علیکم الصیام کما کتب الذین من قبلکم لعلکم تتقون:ای کسانی که ایمان آورده اید٬روزه برشما واجب شد همانگونه که بر پیروان پیش ازشما واجب گردید٬برای اینکه تقوا پیشه کنید”۱.روزه زمینه رافراهم می سازد تااینکه انسان هم سیرالی الله خویش راقوی کند و هم حرکت خدمتی خود را به مردم سرعت بخشد و چنانچه این سیر و حرکت در او وجود ندارد٬ایجاد نماید وقوت بخشد.اکنون به بیان برخی از اهداف روزه داری می پردازیم:

۱-تقوا٬انجام بایدها و رهاکردن نبایدها
تقوا٬یعنی انسان مسلمان آنچه را که خداوند امر می فرماید٬انجام دهد و از آنچه خداوند نهی فرموده٬اجتناب ورزد.واین دارای دوبُعداست:ترک محرمات وانجام واجبات.بنابراین٬اگرکسی گناهی مرتکب نشود٬اما به وظایف دینی و انسانی خود عمل نکند او باتقوا نیست.بنابراین٬معنای “لعلکم تتقون”تنها به این معنا نیست که فلسفه روزه و نتیجه آن اجتناب ازگناهان و معاصی است٬بلکه معنای تقوا دریک جمله انجام بایدها وترک نبایدهاست.لذا دست گیری ازمسمندان ازتقواست وتلاش برای داشتن بدنی سالم یا شتاب بسوی کسب دانش نیزنشانه تقواست.
روزه داری یک تمرین ارزشمندآنهم باقصدقربت در راستای احیای تقوا در درون انسان است.انسان روزه دار غذانمی خورد٬آب نمی نوشد٬و شرایط خاصی رابرای خود٬فقط بخاطر خدا و قربة الی الله بوجود می آورد.اوبخاطرخدا ازچیزهایی که براوحلال بودنیزصرف نظرمی کند واین تمرین به او این توان رامی دهدکه هم درمقابل گناهان استقامت کند و هم درانجام واجبات صبورباشد و سختیها راتحمل کند و این اثر ارزشمند روزه است.

۲-ایجادشرایط یکسان و احساس مشترک
ازامام صادق(ع)درموردعلت وجوب روزه سوال شدامام فرمودند:”انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی والفقیر:روزه به این دلیل واجب گردید که غنی وفقیر هردو در شرایط یکسان ومساویقرارگیرند”.همانطور که دراین حدیث ملاحضه می فرمایید٬درحال روزه داری آن کس که دارد وآنکه ندارد٬هردو گرسنه اند.این احساس مشترک٬یهنی گرسنگی برای فقیر وغنی ٬درحال روزه به وجودمی آید٬درحالیکه برای انسان غنی که همه شرایط برای بهره برداری مادی او فراهم است ٬هیچ فرصتی را برای اینکه بافرد فقیر وگرسنه ای هم درد شود واحساس مشترکی داشته باشدبرای او فراهم نیست٬بلکه این هنر ماه رمضان وروزه است که انسان متکن وتوانمند را به یک انسان گرسنه تبدیل می کند وآنگاه احساس می کند گرسنگی یعنب چه وگرسنگی با انسان چه می کند.

اکنون جای طرح این سوال است که فلسفه این کار چیست؟چراخداوند با تشریع روزه شخص غنی را درشرایطی قرار می دهدکه درد گرسنگی را لمس کند؟
درپاسخ این سوال باید گفت :یکی از شعبه های مهم تقوا٬حرکت درجهت حل مشکلات مردم است.یک انسان با تقوا نمی تواند بدون جهت گیری در حل مشکلات مردم ادعای تقوا داشته باشد٬همانگونه که تقوا بدون درنظر گرفتن خدا امکان ندارد٬تقوابدون اینکه انسان مسائل ومشکلات مردم را مسئله ومشکل خودبداند٬معنا ندارد!.نتیجه احساس ولمس گرسنگی ٬برای آن است که انسان روزه دار نسبت به گرسنگانعواطف انسانیش تحریک شود وبفهمد درد گرسنگی چیست.به نظر شما آیا یک انسان می تواندنسبت به رنجها ی دیگران بی تفاوت باشد؟ روزه یک سند است واتمام حجت٬آقای توانمند!اکنون که مزه گرسنگی را چشیدی ٬آیا باز هم نسبت به گرسنگان بی دردی؟باز هم به این فکر نیستی که از امکانات درجهت مبارزه با اهریمن گرسنگی استفاده کنی؟

پی نوشت
۱-سوره بقره٬ ۱۸۳
۲-وسائل الشیعه،ج۷،ص۳
منبع:روزه در آئینه وحی- غلامعلی نعیم آبادی .

نوشته شده در ۴ شهریور ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش

آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد
وآن نور که دیده دید با ماست
آمد رمضان به خدمت دل
وآن کش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست
روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست
چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست
شاعر:مولانا

سوزم ده
یا رب به وفا دل غم اندوزم ده
چون شمع،زبان آتش افروزم ده
هرچیز که خواهی بستانی بستان
سوگندبه سوز اهل دل،سوزم ده

بشکن
ازدور،به من گوشه ی چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن  دور – از “من”
گفتی به دل شکسته جا می گیرم
گر من  دل بشکسته  ندارم،بشکن
شاعر:علی انسانی

نوشته شده در ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : اشعار

زیارت دیداریست مشتاقانه٬باحضور در پیشگاه آنکه دوستش داریم و بزرگش می شماریم.زیارت حضور در اماکن مقدسه است و رویارویی با اولیای خدا و ائمه دین که با حرکتی از شهر و دیار به شوق دیدار شروع می شود٬حرکتی ضاهراْ در مکان و به حقیقت در دل و جان.زیارت حضور جسم است در برابر خلیفه اللهِ در زمین،راهنمای عالم ظاهر و باطن روشنگر راه زندگی و مشعل فروزان در مسیر الی الله.زیارت برقرار کردن ارتباط قلبی است با حجت خدا.قرار دادن خویشتن خویش است درحوزه روحانیت و فیض بخشی امام و انسانی است متعالی و خدانمای٬با ابعاد وجودی گسترده٬که بار معنویتش را از آفریدگار می گیرد و واسطه رحمت و خیر رسانی است به آفریده ها.زیارت حضور در مشهد اهلبیت(ع) است و تجلیل و تکریم شهید.یعنی جان باخته در راه خدا و زنده به حیات ابد…

بسیاری از شما که این نوشته را می خوانید به زیارت یکی از امامان معصوم(ع)در ایران،عراق،یا عربستان رفته اید.شاید بهترین لحظه زندگی یک مسلمان شیعه وقتی است که برای زیارت در کنار یک امام معصوم(ع)باشد. وقتی قدم به قدم به مضجع این طاهرین نزدیک می شویم ،انگار از دنیای خاکی قدم به افلاک می گذاریم.از غم ها و دلواپسیهای دنیا رها می شویم.دنیا در پشت سرمان حقیر و پست است.در این لحظات خدا را با تمام وجودمان حس می کنیم،نزول رحمت الهی تمام وجودمان را دربرمی گیرد.به یاد گناهان گذشته خود شرمگین می شویم.واین امام معصوم را که پناه خلقند را واسطه فیض٬بین خود و خداوند قرار می دهیم.

خود را در برابر معدن رحمت حق و گنجهای علم و معرفت الهی و صاحبان مقام حلم و اصول صفات کریمه می بینیم.و حضور ملائک را در کنار مضجع شریف آن امام معصوم احساس می کنیم.در کنار چراغ هدایت٬وجودمان در این نورانیت ذوب می شود. هر که می خواهی یا هر که بودی باش ٬همه در برابر این اقیانوس قطره ایم وحالا خود را متصل به این اقیانوس می بینیم.این وجود نورانی خوب ما را می شناسد٬نگرانمان بوده ٬برایمان دعا کرده است٬بسیاری از بلاها را از سرمان دور کرده است٬از پدر و مادر دلسوزتر به ما بوده٬ما هیچ گاه این مهربانی را درک نمی کنیم٬طبیعی است ما قطره ایم و آنها دریا.

گاهی فرزندی بیماری لاعلاجی می گیرد٬طبیبان عاجز از درمان این بیماری می شوند،مرگ او حتمی است٬شمع وجود این فرزند ذره ذره در پیش چشمان پدر و مادر آب می شود و آنها کاری از دستشان ساخته نیست اما به واسطه ی معصومین (ع) که،البته آنها نیز شفای او را از خدا خواسته اند آن فرزند شفا می گیرد.چقدر محبان خود را دوست دارند. درشبی تاریک بر روی دریای طوفانی با موجهای سهمگین که باد٬باران و رعد و برق عالم را تیره و سرخ می کنند٬یک کشتی گرفتار این طوفان،درتلاش برای نجات است.در این تاریکی چگونه به سوی ساحل نجات بیاید در حالی که امکان برخورد به سنگها وموانع دارد.لحظات مرگ وزندگی است٬نا امیدی همه را فرا گرفته است کشتی درآستانه غرق شدن است.در این لحظات پر اضطراب ناگهان نوری از سوی ساحل نجات همه جا را روشن می کند٬نوری که زندگی می بخشد و امید را به ارمغان می آورد٬موانع و صخره ها نمایان می شود٬ راه نجات پیدا می شود٬ان نور کشتی را همراهی می کند تا به ساحل آرامش برسد.

امام معصوم نقش همین نور را دارد.وقتی انسانهای گرفتار در تاریکیها و منجلاب دنیا و آنهایی که در آستانه گمراهی هستند٬و آنهایی که در برابر راههای متعدد شیاطین انسی و جنی و دامهای آنها حیران هستند٬این امام معصوم است که با گفتار خود که بر گرفته از قرآن است٬و عمل خود که منطبق باسنت پیامبر(ص) است باهدایت های آسمانی خویش همه رادرصراط مستقیم الهی قرارمی دهد.دست کسانی که در باتلاق دنیا فرو رفته اند،گرفته و بیرون می کشندوانسانهای تشنه هدایت را درمسیر رستگاری قرارمی دهند. در این مسیرشیاطین٬مستکبرین ٬حاکمان زر و زور و گمراهان نمی توانند این انوار هدایت را تحمل کنند و به مبارزه با آنها بر می خیزند.چون منافعشان به خطر افتاده است ٬چون بقای آنها در گمراهی و عقب ماندگی انسانهاست.اما امامان معصوم (ع)در برابر تمام این سختیهاایستاده اند و برای رضای خدا صبر می کنند و همه این مشقات را با جان می خرند تاانسانهاآزادباشند٬تا انسان اسیر خاک قدم برافلاک بنهد.
نوشته شده با محوریت زیارت جامعه کبیره

نوشته شده در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ | تعداد بازدید: |
در موضوعات : تحقیق و پژوهش ، دل نوشته
صفحات سايت:

  • آمار بازدزد

شیعه تم | کلیه حقوق