ریشه ی عاشوراء در سقیفه -  چهارشنبه ,۸ دی , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 142   دسته بندی : تحقیق و پژوهش

بسیاری از حوادث،در ارزیابی بنیادین به ریشه های کهن تری منتهی می شوند که گاهی فاصله زمانی بسیاری میان آن دو وجود دارد،ولی علل و اسباب واسطه ای و میانی متعدّدی آن دو را به هم متّصل می سازد.اگر شناخت عمیق و جریان شناسانه از حوادث باشد،هم بصیرت انسان را در تحلیل وقایع می افزاید،هم از تکرار برخی وقایع تلخ در دوران های بعدی جلو گیری می کند.

حادثه عاشورا یکی از این گونه جریانات است که ریشه آن به پنجاه سال قبل و به ماجرای غصب خلافت از خاندان پیامبر و بازیگری با حاکمیّت دینی و خلافت اسلامی باز می گردد.آن جریان انحرافی که در مسأله رهبری و خلافت پیش آمد،به تدریج جامعه را از سرچشمه زلال مکتب دور ساخت.

دشمنان دیرین اسلام و پیامبر،کم کم قدرت یافتند و با استیلا بر سرنوشت مسلمین و حکومت،اهداف و نیّات شوم خود را تحقّق بخشیدند.اگر آن ستم نخستین نبود و گستاخی فاحش نسبت به پیامبر و خاندان گرامی او انجام نمی گرفت،کار امّت پیامبر به آنجا نمی رسید که عزیزترین چهره امّت اسلامی و یادگار معصوم پیامبر را در کربلا یه شهادت برسانند و پس از آن قتل عام خونین،خاندان پیامبر را به اسارت ببرند.

لعنت هایی که در زیارتنامه ها به”نخستین ظالم در حق محمّد و آل محمّد”دیده می شود،و لعنت بر آنان که پایه و اساس ظلم بر اهل بیت را گذاشتند۱و آنان که آن راه را ادامه دادند،همکاری کردند،سکوت کردند و…همه اشاره به ریشه حادثه کربلا در سقیفه و جریانات صدر اسلام است.

عاشورا،در واقع تجلّی نهایت دشمنی های امویان با اهلبیت عصمت و طهارت بود که با همدستی همه عوامل پیدا و پنهان شکل گرفت.اگر وصیّت پیامبر درباره سرنوشت مسلمین پس از خودش عمل می شد و “ولایت”حاکمیّت می یافت،آن بدعت ها،رجعت ها و شعله ور شدن آتش کینه و عداوت بازماندگان احزابِ شرک و ضربه خوردگان از تیغ اسلام،مجال بروز نمی یافت.

پس شهادت امام و یارانش در عاشورا،برگی دیگر از آن ستم نخستین بود.به تعبیر عمیق و زیبای مرحوم آیت الله غروی اصفهانی:”…وقتی حرمله تیر افکند،حرمله نبود که تیر انداخت،بلکه تیرانداز واقعی کسی بود که برای او زمینه سازی کرده بود.تیری از جانب سقیفه آمد که کمانِ آن در دست خلیفه بود.آن تیر،گلوی آن کودک را ندرید،بلکه بر جگر دین و قلب پیامبر فرو نشست”.۲

تیری هم که در روز عاشورا بر قلب حسین بن علی(ع) نشست و خون “ثارالله” را بر زمین ریخت،در واقع در روز سقیفه رها شده بود و در عاشورا به هدف نشست!

این که یزید،پس از کشتن امام حسین(ع) مغرورانه می گفت کاش اجداد و نیاکانم بودند و شاهد این انتقام گیری بودند،نشانه دیگری است که کینه او با امام،تداوم همان کینه های ابو سفیان و مشرکان بنی امیّه با پیامبر و خاندان او و دین خدا بود،و این که “ابن زیاد”در کوفه به سر مبارک سیدالشهدا جسارت می کرد و با چوبی که در دست داشت بر لب های او می زد و می گفت “یَومٌ بیَوم بَدر ٍ: این روز در مقابل روز جنگ بدر”۳باز هم نشان دهنده ریشه داشتن کربلا در سقیفه است.جریان شناسی تاریخی،به حوادث معنای دیگری می بخشد و بدون چنین شناختی،گاهی نمی توان از قضایای تاریخی تحلیل درستی ارائه کرد.

مرحوم نیّر تبریزی در پیوند این دو حادثه با هم،گفته است:
کانکه طرح بیعتِ شورا فکند                                                          خود همانجا طرح عاشورا فکند
چرخ در یثرب رها کرد از کمان                                                       تیر،کاندر نینوا شد بر نشان۴

امام حسین(ع) روز عاشورا در خطبه دوّمی که با کوفیان سخن گفت،از آنان با این القاب و اوصاف یاد فرمود:”مرگ بر شما ای بردگان امّت!ای بازماندگان پراکنده احزاب!ای واگذارندگان کتاب خدا،ای تحریفگران دین!ای گروه تباهی و گناه!ای دمیده شدگان شیطان!ای خاموش کنندگان سنّت ها!آیا از دین طاغوت ها حمایت کرده،ما را خوار می سازید؟ آری به خدا سوگند این نیرنگی کهن در شما است که ریشه هایتان بر آن استوار شده و شاخ و برگ هایتان بر آن روییده است و شما پلیدترین میوه این خارستان اید و لقمه غاصبان…”.۵

در این بیان نیز،حضرت آنان را پس مانده های همان قبایل و احزاب جاهلی و معاند می داند و میوه تلخ درختِ دشمنی بنی امیّه با آیین خدا می شمارد.این نیز نوعی نگرش جریان شناسانه به شرکت کنندگان در فاجعه تلخ عاشورا از چشم امام حسین(ع) است.

بنابراین “شناخت ریشه های هر حادثه” و زمینه های قبلی آن،از پیام های دیگر عاشورا است.

پی نوشت ها
۱- همچون زیارت عاشورا و زیارتهای دیگر امام حسین(ع).
۲- فمارَماه اذ رَماهُ حرمله                                             وَ انّما رَماهُ مَن مَهَّدَ له
سَهمٌ اتیَ مِن جانبِ السّقیف                                              وَ قَوسُهُ علی یدِ الخلیفه
و ما اصابَ سَهمُهُ الصّبی                                              بَل کبدَ الدّین ِ و مُهَجة النییّ.
(الانوار القدسیّة،ص۹۹).
۳- بحارالانوار،ج ۴۵،ص ۱۵۴٫
۴- دیوان آتشکده،نیّر تبریزی،ص۵۹٫
۵- مقتل الحسین،مقرّم،ص۲۸۷٫
منبع : پیامهای عاشورا – جواد محدّثی .

 ارسال در حدود 505 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۱۱ نظر   | ادامه مطلب »
واقعه عاشورا ؛ حلقه ویژه ستیز حق و باطل میان گذشته و آینده -  چهارشنبه ,۲۴ آذر , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 206   دسته بندی : تحقیق و پژوهش

در زیارت وارث آمده است:السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله٬السلام علیک یا وارث نوح نبی الله٬السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله٬السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله٬السلام علیک یا وارث عیسی روح الله،السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله.

هدف این زیارت٬بخشیدن حرکت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جدا کردن آن از گذ شته و آینده است.زیرا همه ی خطر در این است که عاشورا ٬فقط بدل به یادبود شود و واقعه کربلا تنها برای کتابها و سیره نویسی و یا ذکر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد.بیم آن می رود که این حادثه٬از ظرف زمان خود فراتر نرود و مقتل امام حسین(ع) و یارانش در سال۶۱ه.ق  مدفون شود٬حسینی بود ٬کشته شد و همه چیز پایان یافت.

برای اینکه این خواسته ی کنار گذاشتن واقعه از سوی کینه توزان محقق نشود و کار امام حسین(ع) هدر نرود٬پاره ای فقرات در این زیارت آمده است تا میان شهادت امام حسین(ع) و ستیز همیشگی حق باطل ٬پیوند برقرار کند.ستیزی که از نخستین حرکت انسان برای اصلاح و جهاد تا رسیدن به زندگی آزاد٬با کرامت٬ و رهایی از ستم و ستم پیشگان ادامه دارد.

دشمنان امام حسین (ع) سه گروه اند:دشمن نخست٬کسانی که امام حسین(ع) و یارانش را کشتند.آنها ستمکار هستند .اما اثر ستمشان ناچیز است.زیرا جسم را کشتند و چادرها را به آتش کشیدند و اموال را به غارت بردند.آنها چیزهای محدودی را از بین بردند.اگر امام حسین(ع) در سال۶۱ ه.ق به شهادت نمی رسید٬در سال دیگری از دنیا می رفت.پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن امام حسین(ع) به دنبال چه چیزی بودند؟ آنان مرگ امام حسین(ع) را جاودانه و همیشگی کردند.بنابراین خطر دشمن اول محدود است .

دشمن دوم کسانی که کوشیدند تا آثار حرکت امام حسین(ع) را پاک کنند.بنابراین قبرش را از میان بردند و یا مانند بنی عباس٬حرم امام حسین(ع) را به آب بستند.اینان مانع عزاداری برای امام حسین(ع) شدند.چنان که در عصر عثمانی  و یا رضا شاه اینگونه بود.زیارت قبر امام حسین(ع) وعزاداری را منع کردند.کسانی که می خواستند اسم امام حسین(ع) و یاد امام حسین (ع) فراموش شود و آرامگاه امام حسین (ع) و عزاداری برای امام حسین(ع) از میان برود.

خطر این گروه بیش از گروه اول است٬اما در اجرای برنامه هایشان ناتوان ماندند.چنان که این مسئله در تاریخ روشن شد.اما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداریهای امام حسین(ع) هستیم.نه تنها درجهان اسلام ٬بلکه در آفریقا٬اروپا و آمریکا و در هر کشوری که دوست داران امام حسین(ع) زندگی می کنند.امروز بیش از صد میلیون یا بیشتر مجالس امام حسین(ع) را بر پا می کنند.در همه کشورها مراسم های باشکوه امام حسین(ع) در حال گسترش است.بنابراین گروه دوم دشمنان امام حسین(ع)٬پر خطرتر وستمکارتر از گروه نخست اند.اما در کارشان ناکام ماندند.خطر اینها از گروه سوم کمتر است.

دشمن سوم ٬برآن بودند تا چهره امام حسین(ع) را مخدوش کنند و واقعه کربلا را در سالگردها و عزاداریها نگه دارند.و آنرا به گریه و اندوه ناله محدود کنند.ما بر امام حسین (ع) بسیار می گرییم٬اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم.مویه ی ما برای نو کردن اندوه ها و کینه ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است.این ها انگیزه ما برای گریه بر امام  حسین(ع) است.چرا به خاک افکنده شدن امام حسین (ع) را یاد می کنیم و آن را در مقاتل می خوانیم؟ ناله ها و شیون های جانخراش! ماجرا را صحنه به صحنه می خوانیم تا واقعیت را پیشرو آوریم و خطر ستمگران و سنگدلی شان را دریابیم و ابعاد فداکاری و شجاعت امام و یارانش را بفهمیم.پس ما به شیون بسنده نمی کنیم و امام حسین(ع) را شهید اشک نمی دانیم.تکلیف ما فقط با عزاداریها ی ما به انجام نمی رسد.اگر درتاریخ نبرد میان حق و باطل٬واقعه کربلا را٬از ماندن در زمانی خاص خارج کنیم.و آنرا به گذشته پیوند بزنیم ٬بطور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد.

چنان که می گوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی و محمّد است.امامان بعد از او هم میراث دار او هستند و هر کسی که با باطل می ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می کند میراث دار اوست.

منبع:قسمتی از سخنرانی منتشر نشده ی امام موسی صدر در ظهر عاشورا – مترجم:مهدی فرخیان – ماهنامه فرهنگی و اجتماعی خیمه مهر و آبان ۱۳۸۶ ش – شماره های ۳۶- ۳۵٫

 ارسال در حدود 519 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۱۲ نظر   | ادامه مطلب »
ردّ امان نامه ؛ استواری شکوهمند ابوالفضل العبّاس(ع) برمدار ولایت -  چهارشنبه ,۱۷ آذر , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 125   دسته بندی : تحقیق و پژوهش

…شمر آمد تا برابر همراهان حسین(ع) ایستاد و فریاد زد:فرزندان خواهر٬کجایند؟ عبّاس با برادرانش بیرون آمده و گفتند:چه می خواهی؟ گفت:شما- ای خواهرزادگان- در امانید.آن جوانمردان به او گفتند:خدا تو را و امان نامه تو را که برای ما آورده ای٬لعنت کند.آیا به ما امان می دهی و فرزند رسول خدا امان ندارد؟ شمر چون چنین دید٬با خشم و غضب به لشکر خود بازگشت.

ارائه امان نامه از سوی شمر- یا به طور کلی از سوی لشکر عمرسعد- و ردّ پرشکوه آن از سوی ابوالفضل العبّاس(ع) و برادرانش دارای ابعاد بسیاری است.رد این امان نامه در آن شرایط-که نقشه شومی بود- نشان از بصیرت نافذ و ایمان استوار قمربنی هاشم است.چه گمانی در شمر به وجود آمد که به خیال خام خود با پاره ای پوست نوشته می تواند عبّاس(ع) که به منزله باب الحسین (ع) است٬را از امام خویش جدا کند.قطعاً اگرشمر شناختی از بصیرت عمیق عبّاس(ع) و غیرتمندی بارز٬و بزرگ منشی او داشت٬هرگز طمع به آن اُسوه ی سیادت نمی ورزید.قمربنی هاشم در دامن ولایت تربیت یافته و درخانه مولای متقیان علی(ع) و در کنار دو امام همام رشدیافته است.اعضا و جوارح او خدا را می بیند٬با زبانش خدایی سخن می گوید٬با چشمش خدایی می بیند و با گوشش خدایی می شنود.این غیر از اعضا و جوارح دیگران است.

رضوان اکبرالهی را در کنار حمایت از عزیز زهرا(س) مشاهده می کند و سروش عالم قدس در گوش و جانش طنین انداز است.عبّاس(ع) عارف به عالم اهلبیت است٬حال زمانی که عالم غیب او را به سوی خود می کشد و جزبه وصل معشوق٬وی را به قربانی ساختن خویش به پیشگاه سیدالشهدا (ع) فرا می خواند٬چگونه می شود عباس توجهی به امان نامه نماید و امان رسول خدا را رها سازد؟

قاعدتاً در جنگها و مبارزات اگر از طرف دشمن٬امان نامه ای برای یکی از افراد لشکر مقابل فرستاده شود٬با علم به اینکه از نظر نیروی رزمی٬لشکر مقابل به جهت افراد کمی که دارد برحسب ظاهر در پایین ترین سطح قرار دارد٬لذا این خود نشانه ای است بر اینکه طرف امان نامه از نظر دشمن اهمیت و شجاعت بی نظیری دارد٬بنابراین لشکریان عمرسعد می دانند که عبّاس(ع) صاحب لوا و پسرحیدر کرار است.مبارزات او را در زمان پدر و برادرش دیده اند و به شجاعت او اعتراف دارند.

اینکه شمر امان نامه آورد و فریاد زد:”کجایید ای فرزندان خواهر ما”٬فرزندان امّ البنین(س) هرگز حاضر به جواب دادن نبودند٬ولی امام حسین(ع) فرمودند:”او را پاسخ دهید٬و ان کان فاسقا:اگرچه فاسق است؟” لذا عبّاس که نمی خواست با شمر سخن بگوید٬چون امام زمانش دستور داد٬اجابت کرده.و این درسی است برای خداجویان و جوانان که پیرو ولایت باشند و خواست ولایت و امام زمان خود را برخواست خویش مقدم دارند.و این است پیروی و حمایت از اسلام و قرآن.

منبع:سقّای کربلا – ابوالقربة – مجید زجاجی کاشانی .

 ارسال در حدود 526 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۵ نظر   | ادامه مطلب »
ماه در خون نشسته -  شنبه ,۱۳ آذر , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 51   دسته بندی : دل نوشته

باز هم آمدن ماه شور و جنون٬ماه به پاشدن محشر دنیا٬ماه شعله ورشدن حرارت دلهای حسینی و باز هم آمدن ماه نگرانی تاریخ از پی کاروانی کوچک در مسیر کوفه.
ماه پیراهن های مشکی و شالهای عزا٬ماه افراشتن بیرقهای سیاه و سرخ و سبز و نقش بستن کتیبه های محتشم بر در و دیوارها.
ماه خزان گلستان فاطمه (س) و تازه شدن مظلومیتهای علی(ع). ماه جوشش لبیک های یاحسین (ع).
ماه به صلیب کشیدن مسیح در نینوا و ماهی به وسعت قرنها اشک.
ماه هبوط فرشتگان در سرزمین کربلا.
ماه فریاد آزادی بشر از قیود اسارت٬ماه احیا نماز٬ماه نوشیدن جام بلا در کربلا.
ماه طریق حق جویان برای طیبها و علی گندابها و رسول ترکها.
ماه تماشائی ترین میعادهادر هیئتهای حسینی. ماه فریاد هیهات من الذله بر یزیدیان زمان.
ماه از حسین گفتن و از حسین شنیدن ٬ماه سر افکندن اسماعیلیان منای کربلا بر پای ابراهیم کربلا٬
ماه عهدهای آسمانی شب عاشورا٬ ماه گذشتن از عزیزان.
ماه دل بریدن از اشبه المصطفی٬ماه ناله های العطش ٬ماه شرمندگی فرات از چشمان عباس(ع).
ماه بوسه بر دستان جدا افتاده٬ماه فوران خون از چشمان تیر خورده.
ماه اشک های مشک پاره٬ماه پرپرشدن سرباز شش ماهه ماه حیرت فرشتگان لاهوت از صبر ایمانی حسین و زینب (س).
ماه مناجات در قتلگاه ٬ماه نماز در آوردگاه ٬ماه ذبیح عطشان٬ماه سجده ی عشق بر نیزه ها …

 ارسال در حدود 530 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۹ نظر   | ادامه مطلب »
انعکاس خبر واقعه ی غدیر در آن عصر -  شنبه ,۶ آذر , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 91   دسته بندی : تحقیق و پژوهش

پس از سه روز که مراسم غدیر پایان یافت ٬آن روزها با عنوان “ایّام الولایة”۱در ذهنها و بر صفحه تاریخ نقش بست.گروهها و قبایل عرب٬با دنیایی از معارفِ اسلام٬پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او٬راهی دیار خود شدند.پیامبر(ص) نیز عازم مدینه شد در حالیکه کاروان اسلام را به سر منرلِ مقصودرسانده بود.

خبر”غدیر”و سخنان پیامبر(ص) در آن مجمع عظیم ٬درشهرها منتشرشد٬و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید.بدون شک این خبرمهم توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصی نقاط عالم آن روز یعنی ایران و روم و چین پخش شد٬و غیر مسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.در بُعد دیگر٬پادشاهان ممالک که از قدرت نوپای اسلام وحشت داشتند و چشم طمع به ایّام بعد از رحلت پیامبر(ص) دوخته بودند٬با شنیدن خبر تعیین جانشینی ٬چون علی (ع) نقشه های خود را بر آب دیدند.

بدین وسیله جامعه اسلامی بار دیگر قدرت خود را به نمایش گذاشت٬و از حملات احتمالی بیگانه مصون ماند٬و اینگونه بود که خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد٬چنانکه امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:”پیامبر(ص) در غدیر برای احدی عُذری٬و برای کسی سخنی باقی نگذاشت”.۲حضرت فاطمه زهرا(س) نیز می فرماید:”خداوند بعد ازغدیر خم برای احدی حجتی و عُذری باقی نگذاشته است”.۳

پی نوشتها
۱- صفار٬بصائر الدرجات٬ص۵۴-۲۰۱/سیدبن طاووس٬اقبال الاعمال٬ص۴۵۳-۴۵۹/حسن بن سلیمان حلی٬مختصر بصائرالدرجات٬ص۱۰۹/شیخ مفید٬الاختصاص٬ص۲۷۲/ابن شهرآشوب٬مناقب آل ابی طالب٬ج۳ص۴۰/مناوی فیض القدیر٬ج۶ص۲۸۱/علامه مجلسی٬بحارالانوار٬ج۳۷ص۱۳۶ ٬ج۳۹ص۳۳۶ ٬ج۴۱ص۲۲۸/بحرانی٬عوالم العلوم٬ج۱۵/۳ص۶۸/سیدبحرانی٬کشف المهم٬ص۱۰۹/شوشتری٬احقاق الحق٬ج۲ص۴۷۴ ٬ج۶ص۳۵۸ ٬ج۱۲ص۹
۲- حرعاملی٬اثبات الهداة٬ج۲ص۱۱۵ح۴۷۶
۳- طبری امامی٬دلائل الامامة٬ص۳۸
منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری

 ارسال در حدود 538 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۶ نظر   | ادامه مطلب »
غدیر ؛ روز زیبای انتخاب ولایت تا قرین ابدیت،ازسوی خدا برای بشریت -  دوشنبه ,۱ آذر , ۱۳۸۹
تعداد بازدید : 148   دسته بندی : تحقیق و پژوهش

واقعه غدیر برای مردم آن زمان و هرکسی که درطول زمان ها آن را می شنود فوق العاده است و یقیناً تاثیرهای ناخواسته ای برجامعه و افکار مردم و خط سیر آنان خواهد گذاشت.این اثرات غیر ازاهدافی است که در متن خطابه پیامبر(ص) و قبل و بعد از آن به صراحت ذکرشده است.

غدیر حق همه انسانها
غدیر روز همه انسانیت٬و رمز یکپارچگی مسلمین است.هیچ روزی مثل آنروز٬مسلمین تحت پرچمی واحدجمع نبودند.انسانیت روزخود را قبل و بعد از آن ندیده٬و فقط آنروزدیده است.آنروز آرزوهای نهایی انسان بیان شده و هدف انسانیت مشخص گردیده.آنانکه آنروز راضایع کردند٬حق انسانیت راضایع کردند و حق میلیاردهابشررانادیده گرفتند.

غدیر آسودگی خاطر پیامبر رنجدیده
درغدیرچشمان پیامبر(ص)دوردستهایی را می نگریست که می باید کشتی اسلام آن راطی کند و هدف نهایی آن به مرحله ظهوربرسد٬و آینده ه ای را می نگریست که گرگان عقیده به اسلام حمله کرده اند و می خواهند آن را پاره پاره کنند.دست علی بن ابیطالب (ع) را گرفت  و او رابلندکرد و ازهمانجا او را به همه عالم و همه تاریخ و همه نسلها نشان داد و معرفی کرد که این وصی وجانشین من است.
پیامبر(ص) هنگام پایین آمدن ازمنبر خوشحال بود که بزرگترین آرزو و مهمترین وظیفه الهی خود را به انجام رسانده است.بدین ترتیب فصل نوینی درتاریخ اسلام گشوده شد:علی(ع)-مردسابقه داراسلام-به جانشینی پیامبر(ص)برگزیده شد.اکنون مصداق حقیقی “ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً”۱تحقق یافت که ازدروازه غدیر٬مردم تاابد وارد گلستان اسلام خواهندشد.آنروزبود که پیامبر احساس کردرسالتش در زمین پایان یافته و هنگام استراحتش فرا رسیده است.

آیا از انتخاب پیامبر(ص) می شود گذشت؟
با توجه به اینکه پیامبر(ص)امیرالمؤمنین(ع) راتعیین کرده اند٬چگونه جرأت می کنیم فرد دیگری را مطرح کنیم؟ این به معنای اهانت به پیامبر(ص)و مناقشه درجهت تعیین آن حضرت است.گویا کسی بگوید:با وجود شخصی ارجح٬علی(ع)راتعیین نموده٬و اینکار رابه خاطرخویشاوندی انجام داده است.قطعاًهیچ مسلمانی چنین جرأتی به خود نمی دهد!

قضاوت بیطرفانه درباره غدیر
اگرکسی-حتی اگرمسلمان نباشد-بیطرفانه و فقط به عنوان یک ماجرای تاریخی٬مجموع این واقعه رامطالعه کند٬چه قضاوتی خواهدداشت؟ نه تنها درجنبه ولایت بلکه به عنوان یک فکرسیاسی اسلام٬خداوند برای پیامبرش چه سیاست حساب شده و دقیقی را آماده کرده٬که به بهترین وجهی جانشین تعیین شد و نتیجه آن تاامروز ماند.

صحنه غدیر در تاریخ نظیر ندارد
بابوجود آمدن صحنه غدیر٬نشرمکتبی که از روز خلقت آدم (ع) آغازشده بود دردل کوهسارغدیرپایان یافت٬وازکنار این برکه بر اقیانوس زمان موجی پرخروش افکند.ای اقیانوس بیکران زمان و ای امتداد تاریخ!٬آیا چنین صحنه ای راباردیگردرخودجای داده ای؟! اگرقاموس زندگی بشر راورق بزنیم٬آیا واژه ای می یابیم که معنای عشق پرشور را که رهبری سالخورده ٬به سعادتِ آینده امت خود دارد بفهماند؟

سابقه تعیین جانشین پیامبر(ص) در موقعیتهای مختلف
اهتمام پیامبر(ص)درباره نظم امور و جانشین قراردادن در امور مختلف چشمگیراست.اگربرفرض٬جانشین قراردادن فقط امر ارجحی باشد باز با توجه به اینکه پیامبر(ص) به خصوص دراین باره (جانشینی امام علی)درطول عمرش تاکیدداشته٬انسان مطمئن می شود که آن حضرت درمورد خلافت بعد ازخودمسئله را مهمل نگذاشته است.
به عنوان نمونه درجنگ موته٬سه فرمانده به ترتیب تعیین شدند.درلشکری که به یمن فرستادند٬تعیین کردند که امیرالمؤمنین(ع) ویک نفردیگربه ترتیب فرمانده هستند٬ولی امیربرهمه حضرت علی(ع)است.درمواردی که احتمال اختلاف شدیدباشد٬چه ازنظرجانشینی٬ وچه ازنظروجودافراد ناشایست که ازوجودشان احساس خطرمی شود.درچنین مواردی تعیین”جانشین” واجب است.چراکه درحال احتمال خطر٬موضوع رابه حال خود رهاکردن مساوی است با برباد دادن زحمات گذشته و بی توجهی به عمری به درازای قرنها برای اسلام٬به خصوص که خودحضرت ازاختلاف امت خبرداده و پبش بینی آینده ای نه چندان روشن ازروزهای بعد از خود را نموده است.

غدیر برای مردمی که علی(ع) را می شناختند
پیامبر(ص)درغدیر٬امیرالمؤمنین راهنگامی منصوب می فرمود که آن حضرت انواع آزمایشهای مربوط به دین و اجتماع رادرشرایط مختلف ازجنگ و صلح و سخاوت و عدل…در پیش چشم همگان داده بود و همه دیدند و همه اقرارداشتند که کسی بهتر از او نیست.شاید اگر قبل ازغدیر بود ادعا می کردند که آزمایشی پیش نیامده و گرنه ما هم چون علی (ع) هستیم!

تهدید برای مردم نه پیامبر(ص)!
تهدیددرآیه ی”و إن لم تفعل فمابلّغت رسالته”۲ازنوع کلامی است که به درمی گویند تادیواربشنود!منظور ازاین تهدیدآن مردمی هستند که پیامبر(ص)خوف قبول نکردن ولایت علی (ع)ازسوی آنان را داشت٬چراکه پیامبر(ص)ازابلاغ ولایت ابایی نداشت٬و درتمام عمر خود با اسلوبهای مختلف به ابلاغ آن همت گماشته بود.

وحشت ازمسلمانان درغدیر!
فرق بین غدیر و دعوتهای قبلی پیامبر(ص)این بود که درغدیر٬اجتماعی منسجم و یکپارچه و عظیم ازمسلمین بود٬ولی دردعوتهای قبلی مجموعه ای ازکفار و مسلمین و یا اکثریتی از کفار دربرابرحضرت بودند.ولی این مسلمانان چه کسانی بودند که نیمی از خطابه پیامبر(ص)به اعلام خطر و حذر ازمنافقین آنان طی شد.اگرچه دعوتهای قبلی پیامبر(ص)هر یک درمرحله ای ازضعف  اسلام قرارداشتند و دراین مرحله دراعلی درجه قدرت اسلام بود٬ولی درهمین حال پیامبر(ص)ازمشرکین خوفی نداشت و همه ترسش از منافقین به رنگ مسلمین بود!

چرا سقیفه دلسوزتر از پیامبر(ص)
نصب فرمانروا ازطرف حاکم اصلی درهرشهری می تواندشاهدخوبی برمسئله امامت به تنصیص باشد.چگونه است که یک حاکم نمی تواندمردم هرشهری رابه حال خود رهاکندتابه قوانین عمل کنند اگرچه مردم آن شهر مردمان خوبی باشند.
پیامبر(ص)هم به مسلمانان نمی تواندآنچنان اطمینانی داشته باشدکه خودبه قوانین اسلام عمل کنندتاچه رسدبه اینکه خلیفه تعیین کنند!به عبارت دیگر٬اگرمسئله این است که مردم خود می توانند درکاری حضور ودخالت داشته باشند٬پس بهتراست ازهرچیزهمان است که به اسلام عمل کنند٬واصلاْتعیین خلیفه لزومی ندارد٬و اگرمردم آنقدرخوب نیستند که خودشان به دستورات اسلام عمل کنند٬چگونه دراعظم اموراسلام که تعیین خلیفه است می توانند با سلامت کامل عمل کنند وشخص مناسب را انتخاب کنند؟!
به تعبیردیگرفرضاْخودحضرت خلیفه تعیین نکرده بود شورا بودن را هم نگفته بود٬پس گویاخواسته بگوید:همانطورکه من به فکرخلافت نبوده ام شما هم به این فکرنباشید.چطورشد که یک عده کاسه داغتر از آش به فکرخلافت افتادند و ازقلب ناسوخته فریاد زدند که اسلام بدون امیرنمی شود٬و فقط برسر کیفیت و شخص آن اختلاف کردند و بالاخره به داد اسلام رسیدند!!.وقتی می گوییم چگونه ممکن است پیامبر(ص)اسلام را به حال خود رها کرده باشد دلسوزیها کنارمی رود٬ولی وقتی نوبت خلیفه تعیین کردن خودشان می رسد دلسوزیها شدید دیده می شود؟!. 

پی نوشت
۱-سوره نصر آیه۲
۲-سوره مائده آیه۶۷
منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری

 ارسال در حدود 543 روز قبل  نویسنده : امید صفائی  ۸ نظر   | ادامه مطلب »