“عید”در لغت به معنای هر روزی است که مردم در آن برای امر مهمی جمع شوند،و نیز به جشن و شادی گفته می شود.و “عید” درحقیقت از کلمه “عود” است،بدین معنا که انسان باید با گذشت زمان و سپری کردن عمر خویش در غفلت و بیهودگی و با فرا رسیدن روز عید به حقیقت اوّلیه و طینت پاک آفریده شده از ناحیه خداوند برگردد و همه گناهان و عصیان ها را با عزم و اراده خود ترک نماید.
بدین خاطر از امیرمؤمنان (ع) نقل شده،که درباره برخی از اعیاد فرمود:” همانا این عید برای کسی عید است که خداوند روزه و نمازش را پذیرفته باشد و هر روزی که در آن نافرمانی خدا نکنیم،آن روز عید است”.۱
هر چیزی را ظاهر و باطنی است،دنیا و روزهای آن را ظاهری است که باطن آن قیامت و روزهای آن است،خوشحالی در این روزهای ظاهری کوتاه و زود گذر است بدین خاطر ائمه معصومین(ع) بر این شادی چنین حسابی باز نکردند،بلکه شادی را تنها در روزهای باطن این عالم نگریستند و بدین جهت امیرمؤمنان(ع)،”عید”را در غفران و بخشیده شدن بنده می داند که خود کمال خوشحالی است،سوید بن غفله گفت:در یک روز عید بر امیرمؤمنان وارد شدم،دیدم در برابر آن حضرت سفره ای است و در آن سفره مقداری نان و گندم و یک ظرف فرنی و قاشقی نهاده شده است،عرض کردم:ای امیرمؤمنان! روز عید و فرنی؟!حضرت فرمود:”این عید کسی است که آمرزیده شده باشد”.۲
رسول خدا(ص) فرمود:”در زمانی که وارد مدینه شدم،اهالی این شهر را از زمان جاهلیت دو روز بود که طی آن دو روز به بازی و تفریح می پرداختند،خداوند به جای آن دو روز،دو روز بهتر به شما داد:روز فطر و روز قربان”.۳ پیامبر(ص) به دختران و همسران خود همواره دستور می داد که در روز عید فطر و قربان بیرون بیایند.۴
امام صادق(ع) فرمود:” امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (ع) در روز عید فطر خطبه ایراد کرد و فرمود:ای مردم! همانا این روز شما،روزی است که در آن نیکوکاران پاداش می یابند و هرزه کاران زیان می بینند و شباهت بسیاری به روز رستاخیز شما دارد،پس با بیرون آمدن از خانه هایتان به سوی مصلایتان به یاد آن روزی افتید که از گورها یتان به سوی پروردگارتان بیرون می آیید و از ایستادن در مصلایتان به یاد آن روز افتید که در پیشگاه پروردگارتان می ایستید و از بازگشتن به سوی خانه هایتان،آن روز را یاد آورید که به خانه های خود در بهشت باز می گردید!
ای بندگان خدا! کمترین چیزی که برای مردان و زنان روزه گیر می باشد این است که:در روز آخر ماه رمضان فرشته ای آنان را ندا می دهد:بشارت بادا بر شما ای بندگان خدا! که خداوند گناهان گذشته شما را بخشود،پس مواظب باشید که از این پس چه می کنید!”.۵
پی نوشت ها
۱- الامام علی (ع) – قال فی بعض الاعیاد-” انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا نعصی الله فیه عید” – شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید:۲۰/۷۳٫
۲- سوید بن غفلة:”دخلت علیه (یعنی امیرالمؤمنین علیه اسلام) یوم عید،فاذا عنده فاثوره علیه خبز السّمراء و صفحة فیها خطیفة و ملبنة،فقلت:یاامیرالؤمنین!یوم عید و خطیفة؟!فقال:انما هذا عید من غفر له” – بحارالانوار:۴۰/۳۲۶/۷٫
۳- قال رسول الله(ص):”قدمت المدینه و لاهل المدینه یومان یلعبون فیهما فی الجاهلیة و ان الله قد ابدلکم بهما خیرا منهما:یوم الفطر و یوم النحر” – کنزالعمال:۲۴۱۰۲ .
۴- ” کان (ص) یأمر بناته و نساءه ان یخرجن فی العیدین” – کنزالعمال ۱۸۰۹۸ .
۵- الامام الصادق (ع):”خطب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) یوم الفطر فقال:ایها الناس!ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یحسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم،فاذکروا یخروجکم من منازلکم الی مصلاکم،خروجکم من الاجداث الی ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم،وقوفکم بین یدی ربکم و اذکروا برجوعکم الی منازلکم،رجوعکم الی منازلکم فی الجنه! عبادالله! ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان : ابشروا عبادالله! فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم،فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون” – تنبیه الخواطر : ۲/۱۵۷ .
منبع : همّت مضاعف،کار مضاعف – سید مرتضی حسینی اصفهانی .
برای انجام هرکاری٬شناخت هدف و فلسفه ی آن کارلازم وضروریست.دربحث روزه هم این سوال مطرح است که فلسفه وجوب روزه در اسلام چیست؟روشنترین و جامعترین پاسخ را قرآن ارائه نموده است.قرآن کریم٬فلسفه روزه را تقوا ذکر می کند و می فرماید:”یا ایهاالذین امنواکتب علیکم الصیام کما کتب الذین من قبلکم لعلکم تتقون:ای کسانی که ایمان آورده اید٬روزه برشما واجب شد همانگونه که بر پیروان پیش ازشما واجب گردید٬برای اینکه تقوا پیشه کنید”۱.روزه زمینه رافراهم می سازد تااینکه انسان هم سیرالی الله خویش راقوی کند و هم حرکت خدمتی خود را به مردم سرعت بخشد و چنانچه این سیر و حرکت در او وجود ندارد٬ایجاد نماید وقوت بخشد.اکنون به بیان برخی از اهداف روزه داری می پردازیم:
۱-تقوا٬انجام بایدها و رهاکردن نبایدها
تقوا٬یعنی انسان مسلمان آنچه را که خداوند امر می فرماید٬انجام دهد و از آنچه خداوند نهی فرموده٬اجتناب ورزد.واین دارای دوبُعداست:ترک محرمات وانجام واجبات.بنابراین٬اگرکسی گناهی مرتکب نشود٬اما به وظایف دینی و انسانی خود عمل نکند او باتقوا نیست.بنابراین٬معنای “لعلکم تتقون”تنها به این معنا نیست که فلسفه روزه و نتیجه آن اجتناب ازگناهان و معاصی است٬بلکه معنای تقوا دریک جمله انجام بایدها وترک نبایدهاست.لذا دست گیری ازمسمندان ازتقواست وتلاش برای داشتن بدنی سالم یا شتاب بسوی کسب دانش نیزنشانه تقواست.
روزه داری یک تمرین ارزشمندآنهم باقصدقربت در راستای احیای تقوا در درون انسان است.انسان روزه دار غذانمی خورد٬آب نمی نوشد٬و شرایط خاصی رابرای خود٬فقط بخاطر خدا و قربة الی الله بوجود می آورد.اوبخاطرخدا ازچیزهایی که براوحلال بودنیزصرف نظرمی کند واین تمرین به او این توان رامی دهدکه هم درمقابل گناهان استقامت کند و هم درانجام واجبات صبورباشد و سختیها راتحمل کند و این اثر ارزشمند روزه است.
۲-ایجادشرایط یکسان و احساس مشترک
ازامام صادق(ع)درموردعلت وجوب روزه سوال شدامام فرمودند:”انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی والفقیر:روزه به این دلیل واجب گردید که غنی وفقیر هردو در شرایط یکسان ومساویقرارگیرند”.همانطور که دراین حدیث ملاحضه می فرمایید٬درحال روزه داری آن کس که دارد وآنکه ندارد٬هردو گرسنه اند.این احساس مشترک٬یهنی گرسنگی برای فقیر وغنی ٬درحال روزه به وجودمی آید٬درحالیکه برای انسان غنی که همه شرایط برای بهره برداری مادی او فراهم است ٬هیچ فرصتی را برای اینکه بافرد فقیر وگرسنه ای هم درد شود واحساس مشترکی داشته باشدبرای او فراهم نیست٬بلکه این هنر ماه رمضان وروزه است که انسان متکن وتوانمند را به یک انسان گرسنه تبدیل می کند وآنگاه احساس می کند گرسنگی یعنب چه وگرسنگی با انسان چه می کند.
اکنون جای طرح این سوال است که فلسفه این کار چیست؟چراخداوند با تشریع روزه شخص غنی را درشرایطی قرار می دهدکه درد گرسنگی را لمس کند؟
درپاسخ این سوال باید گفت :یکی از شعبه های مهم تقوا٬حرکت درجهت حل مشکلات مردم است.یک انسان با تقوا نمی تواند بدون جهت گیری در حل مشکلات مردم ادعای تقوا داشته باشد٬همانگونه که تقوا بدون درنظر گرفتن خدا امکان ندارد٬تقوابدون اینکه انسان مسائل ومشکلات مردم را مسئله ومشکل خودبداند٬معنا ندارد!.نتیجه احساس ولمس گرسنگی ٬برای آن است که انسان روزه دار نسبت به گرسنگانعواطف انسانیش تحریک شود وبفهمد درد گرسنگی چیست.به نظر شما آیا یک انسان می تواندنسبت به رنجها ی دیگران بی تفاوت باشد؟ روزه یک سند است واتمام حجت٬آقای توانمند!اکنون که مزه گرسنگی را چشیدی ٬آیا باز هم نسبت به گرسنگان بی دردی؟باز هم به این فکر نیستی که از امکانات درجهت مبارزه با اهریمن گرسنگی استفاده کنی؟
پی نوشت
۱-سوره بقره٬ ۱۸۳
۲-وسائل الشیعه،ج۷،ص۳
منبع:روزه در آئینه وحی- غلامعلی نعیم آبادی .