اکنون فدک بعنوان شاهدی محکم در دست شیعیان حضرت زهرا(س) است،که با پیمودن قرنها خود را به مسجد پیامبر(ص) می رسانند و ندای جانسوز و آهِ دل ِشکسته ی یادگار وحی را پاسخ مثبت می دهند.فاطمه(س) این مدرک قوی را به دست دوستان خود سپرده،تا در هر کجا و هر زمان نشان دهند که نسبت به مقام عصمتِ کبری بی تفاوتی نیستند.این سند محکم به طور علنی بر همگان روشن ساخت که صاحبِ مقام “رضی فاطِمَةَ رضیَ اللهِ”و آنکه غضبِ او غضبِ پروردگار است،بر چه کسانی غضب کرد و آنان چگونه نارضایتی او را فراهم آوردند و عکس العمل حضرت در برابر آنان چه بود .
فتح و اعطای فدک به فاطمه(س)۱
پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر(ص)،اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشکر اسلام در فتح آنجا شرکت داشته باشند،و به حکم آیه”ما أفاء الله علی رسوله …”چنین سرزمینهایی ملک شخصی پیامبر(ص) می شود.
لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه از آن پیامبر(ص) شد که می بایست مردم فدک در آن کار می کردند و درآمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند و فقط اُجرت دریافت می کردند.بلافاصله پس از فتح فدک،آیه ی ۲۶ سوره اسراء “وَ اَتِ ذَا القُربی حَقَّهُ “نازل شد ،یعنی “حق خویشان را به آنان بده”،و جبرئیل دربیان آن از طرف خداوند عرضه داشت:”فدک را به فاطمه(س) عطا کن”.
پیامبر(ص) حضرت زهرا(س) را فراخواند و به دستور آن حضرت سند فدک بعنوان بخشوده و اعطایی پیامبر(ص) به آن حضرت تحویل داده شد.سپس با دعوت مردم،از در آمد فدک بعنوان اعطایی فاطمه(س) بین مردم تقسیم کردند.
حضرت زهرا(س) در سرزمین فدک نماینده ای قرار داد،و او پس از محاسبات لازم و پرداخت مخارج ،درآمد آن را – که از هفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نوشته اند – خدمت حضرت زهرا(س)- تقدیم می نمود.هر ساله حضرت به اندازه قُوتِ خود بر می داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می کرد،و تا هنگام رحلت پیامبر(ص) این شیوه ادامه داشت.
اخراج نماینده حضرت زهرا(س) و غصب فدک۲
ده روز پس از رحلت پیامبر(ص)،ابو بکر مأمورانش را به فدک فرستاد و نماینده حضرت زهرا(س) را از آنجا اخراج کرد و آن را غصب نمود و در آمد آن را برای مخارج حکومت غاصبانه خود قرار داد.
ارائه سند فدک توسط حضرت زهرا(س)۳
در اولین برخورد،عمَر به حضرت زهرا(س) گفت:آن نوشته ای که می گفتی پدرت درباره فدک برایت نوشته بیاور! حضرت زهرا(س) سند فدک را آورد و به ابوبکر نشان داد و فرمود:این نوشته پیامبر(ص) برای من و فرزندانم است.ابوبکر و عمر نه تنها اعتنایی به سند نکردند بلکه عُمَر سند فدک را از حضرت زهرا(س) گرفت و پیش چشم مردم آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره کرد و علناً مخالفت خود را با امر پیامبر(ص) اعلام نمود.اکنون باید مراحل اتمام حجت طی می شد تا غاصبین کار خود را حق جلوه ندهند.
جعل حدیث برای غصب فدک۴
آماده سازی مدرکی جعلی برای گرفتن فدک به صورت جمله “نحن معاشر الانبیاء لانورث:ما پیامبران ارث نمی گذاریم” مطرح شد.در جایی که اصحاب پیامبر حضور داشتند،کسی جز عایشه و حَفصه و یک عرب بیابانی به نام مالک بن اُوس بن حدثان کسی به شنیدن چنین حدیثی از پیامبر(ص) گواهی نداد.
احتجاج مفصل حضرت زهرا(س) در مجلس ابوبکر و عمر۵
در اوّلین مرحله اتمام حجت،حضرت زهرا(س) به امر امیر المؤمنین(ع) به مجلسی آمد که ابوبکر و عمر به همراه عده ای به طور خصوصی در آن بودند،و ابتدا اخراج نماینده اش را مطرح کرد و اینکه فدک بخشوده پیامبر(ص) است.
ابوبکر حدیث جعلی “نحن معاشر الانبیاء لانورث” را پیش کشید.حضرت زهرا(س) فرمود:”این اوّلین شهادت ناحق است.فدک را پیامبر(ص) به من بخشیده است و من شاهدانی دارم”.ابوبکر گفت:دلیل خود را بیاور.حضرت زهرا(س) تصرف مالکانه خود در زمان پیامبر(ص) را مطرح کرد و فرمود:”چرا درباره چیزی که در دست من است از من شاهد می خواهی؟! ابوبکر سخن حضرت را نشنیده گرفت و بار دیگر گفت:چون غنیمت مسلمانان است،اگر دلیل نیاوری امضا نخواهم کرد! “.
حضرت فرمود:”آیا می خواهید دستور پیامبر(ص) را رد کنید و درباره ما حکمی غیر از حکم مسلمانان اجرا کنید؟! “.عُمر با حالت غضب گفت:این غنیمت مسلمانان است،و باید برای مالکیت خود دلیل بیاوری! حضرت در اینجا عصمت خود را مطرح فرمودند و اینکه سیّده ی زنان اهل بهشت ادعای باطل نمی نماید،همانطور که شهادت کسی بر علیه آنان قبول نیست.ولی عمر گفت:ما شهادت دیگران را بر علیه تو قبول می کنیم!
حضرت با اشاره به آیه ی تطهیر فرمود:”کسی که بر علیه سیده ی زنان اهل بهشت شهادتی را بپذیرد ملعون و کافر است،چرا که آنان به حکم خداوند معصوم اند و آنان با سایر مردم مساوی نیستند”.سپس ابو بکر گفت:درباره ی فدک دلیل بیاور.حضرت زهرا(س) با ذکر آیه ی”وَ اَتِ ذَا القُربی حَقَّهُ” فرمود:”من و فرزندانم نزدیکترین خلایق به پیامبر(ص) بودیم و آن حضرت فدک را به من بخشید”.عمر گفت:بر ادعای خود دلیل بیاور و شاهدانی حاضر کن!
شاهدان فاطمه(س) بر مالکیت فدک۶
حضرت زهرا(س) در همان مجلس ماند و کسی را فرستاد تا امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین(علیهم السّلام) و اُم ایمن و اسماء بنت عُمَیس آمدند و به همه ی آنچه حضرت زهرا(س) فرموده بود شهادت دادند.
عمر گفت:علی همسر اوست،حسن و حسین هم پسران او هستند.ام ایمن هم خدمتکار اوست.اسماء بنت عمیس هم قبلاً همسر جعفر بن ابی طالب بوده و خدمتگزار فاطمه(س) است و به نفع بنی هاشم شهادت خواهد داد.همه این شاهدان برای منفعت خود شهادت می دهند!! و درباره ی ام ایمن اضافه کرد که او زنی غیر عرب است و با فصاحت نمی تواند شهادت دهد!!
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:”هر کس فاطمه و حسن و حسین (علیهم السّلام) را تکذیب کند پیامبر(ص) را تکذیب کرده است،و پیامبر(ص) درباره ی من فرمود:”هر که تو را رد کند مرا رد کرده است” و امّ ایمن کسی است که پیامبر برای او به بهشت شهادت داده است؛ و برای اسماء بنت عمیس و نسل او دعا کرده است”.
عمر گفت شما همان گونه هستید که توصیف نمودید،ولی شهادت کسی که به نفع خود شهادت می دهد قبول نمی شود! امیرالمؤمنین (ع) فرمود:”اکنون که ما آن طور هستیم که خودتان می شناسید و منکر نیستید و در عین حال شهادت ما به نغع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر(ص) هم قبول نیست پس انا لله و انا الیه راجعون! به زودی ظالمان خواهند دانست که به کجا باز می گردند”.
حضرت زهرا(س) با حال غضب برخاست و فرمود:”خدایا! این دو به حق دختر پیامبرت ظلم کردند.خدایا به شدت اینان را مأخوذ فرما”،و سپس حضرت زهرا(س) محزون و گریان از نزد آنان بیرون آمد.
نصرت طلبی حضرت زهرا(س) و اهل بیت(ع) در سایه فدک۷
اقدامی که هیچ کس – نه غاصبین و نه مردم – انتظارش را داشتند این بود که امیرالمؤمنین(ع) تا چندین روز متوالی هر روز حضرت زهرا(س) را به همراه امام حسن و امام حسین(ع) سوار بر مرکبی می نمود و بر در خانه مهاجرین و انصار می برد.حضرت زهرا(س) به آنان می فرمود:”ای مهاجرین و انصار،خدا را و دختر پیامبرتان را یاری کنید.شما روزی که با پیامبر(ص) بیعت کردید که از او و فرزندانش حمایت کنید و از آنان منع کنید آنچه از خود و فرزندانتان منع می کنید.بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا کنید”.ولی کسی به حضرت جواب مثبت نداد.
احتجاج خصوصی حضرت زهرا(س) بر ابوبکر۸
بار دیگر امیرالمؤمنین(ع) به حضرت زهرا(س) فرمود:نزد ابوبکر برو و بگو:”ادعای مقام پدرم و خلافت او را کرده ای و جای او نشسته ای؟ اگر فدک مِلکِ تو هم بود و من از تو می خواستم که آن را به من ببخشی،بر تو واجب بود آن را به من بدهی”.حضرت زهرا(س) نزد ابوبکر آمد و این مطالب را به او فرمود.ابوبکر گفت:راست می گویی.سپس ورقه ای خواست و بر آن نوشته ای مبنی بر بازگرداندن فدک نوشت.حضرت زهرا (س) نوشته را برداشت و از نزد ابوبکر بیرون آمد.
پاره کردن سند فدک۹
عمر در راه حضرت زهرا(س) را دید و گفت:ای دختر محمّد! این نوشته چیست؟! فرمود:نوشته ای است که ابوبکر بعنوان باز پس دادن فدک نوشته است.گفت:آن را به من بده! حضرت خودداری کرد و آن را نداد.
در اینجا عمَر جسارتی کرد که صفحه ی تاریخ را سیاه نمود و سوز جانکاه آن برای همیشه دل محبّان فاطمه(س) را سوزاند.او با قساوت تمام در میان کوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر(ص) اهانتی عظیم کرد و با پا به فاطمه(س) زد،و به این اکتفا نکرد و سیلی به صورت مبارک آن حضرت زد به طوری که در اثر آن گوشواره ی حضرت شکست.سپس نوشته ی ابوبکر را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هایش را پاک کرد و آن را پاره نمود و گفت:این سرزمینی است که پدر تو هم با اسب و لشکر آنجا را فتح نکرده است.
امیرالمؤمنین(ع) در خانه منتظر بود.وقتی حضرت زهرا(س) پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود:ای دختر پیامبر(ص)،چرا این گونه غضبناک هستی؟ حضرت زهرا(س) جسارت عمر را بازگو کرد.امیرالمؤمنین(ع) با یک دنیا تأسف و غصه از چنین جسارتی به ساحت مقدس بانوی دو جهان،بعنوان شریک غم و تسلای آن حضرت فرمود:” آنچه نسبت به من و پدرت مرتکب شده اند از این بالاتر است”.
احتجاج مفصل امیرالمؤمنین(ع) با ابوبکر و عمر درمسجد ۱۰
مرحله ی دیگر احتجاج آن بود که امیرالمؤمنین(ع) شخصاً به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار که در اطراف ابوبکر نشسته بودند خطاب به ابوبکر فرمود:”ای ابوبکر،چرا آنچه پیامبر(ص) برای فاطمه(س) قرار داده بود از او منع نمودی،در حالی که نماینده او از چند سال قبل در آنجا بوده است”؟!
ابوبکر گفت:این غنیمت مسلمین است.اگر شاهدان عادلی بیاورد به او می دهیم و گرنه در آن حقی ندارد.حضرت فرمود:”ای ابوبکر،درباره ما حکمی می نمایی بر خلاف آنچه درباره مسلمانان حکم می نمایی؟ چرا از فاطمه(س) شاهد می خواهی در حالی که فدک در دست اوست و در زمان حیات پیامبر(ص) و بعد از آن حضرت مالک آن بوده است؟ چرا از مسلمین شاهد نمی خواهی؟ ابوبکر ساکت شد،ولی عمر گفت:این غنیمت مسلمین است و ما با کلام تو نمی توانیم مقابله کنیم! اگر شاهدان عادلی آوردی قبول می کنیم!
امیرالمؤمنین(ع) آیه ی تطهیر را مطرح کرد و فرمود:”آیا شهادت کسی را بر علیه فاطمه(س) قبول می کنی؟”.ابوبکر گفت آری! حضرت فرمود:”پس کافری! زیرا شهادت خداوند را بر طهارت او رد کرده ای و شهادت مردم را بر علیه او قبول کرده ای.همچنیین حکم خدا و رسول را رد کرده ای که فدک را برای فاطمه(س) قرار دادند.همانطور که فرمان دیگر پیامبر(ص) را رد کرده ای که از مُدّعی عَلَیه شاهد می خواهی! تو سخن خدا و رسول را رد کردی و گفته ی یک عرب بیابانی را پذیرفتی و فدک را از فاطمه(س) گرفتی و گمان کردی غنیمت مسلمین است”.
در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبکر و عمر شدند و به یکدیگر نگاه می کردند و گفتند:”به خدا قسم علی(ع) راست می گوید”. امیرالمؤمنین(ع) هم به خانه بازگشت.
پی نوشت ها
۱- بحار الانوار:ج ۲۱ ص ۲۵،۲۳،۲۲،ج ۲۹ ص ۳۴۸،۱۹۵،۱۲۳،۱۲۱،۱۱۸،۱۱۵،۱۱۴،۱۱۰،۱۰۵٫ تهذیب الاحکام:ج ۱ص ۴۲۴٫ الخرائج:ج ۱ص ۱۱۳ . معجم البلدان:ج ۴ ص ۲۳۸٫
۲- شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید):ج ۱۶ ص ۲۶۳٫
۳- بحار الانوار:ج ۲۱ص ۲۳٫نوائب الدهور:ج ۳ ص ۱۴۸٫ عوالم العلوم:ج ۱۱ ص ۵۷۴٫ مجمع النورین:ص ۱۳۷٫
۴- کتاب سلیم:ج ۲ ص ۶۹۴٫ بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۹۰،۱۵۶،۱۳۴٫
۵- بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۳۴، ۱۸۹، ۱۸۹، ۱۹۴ – ۱۹۹٫کتاب سلیم:ج ۲ ص ۸۶۸ .
۶- بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۹۴،۱۸۹،۱۳۴ – ۱۹۹٫
۷- بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۹۱٫
۸- بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۹۲،۱۵۷،ج ۴۸ ص ۱۵۷٫نوائب الدهور:ج ۳ ص ۱۴۸٫
۹- بحار الانوار : ج ۲۹ ص ۱۹۲،۱۵۷،ج ۴۸ ص ۱۵۷٫نوائب الدهور:ج ۳ ص ۱۴۸٫
۱۰- بحارالانوار:ج ۲۹ ص ۱۸۹ ، ۱۹۵٫
منبع : صدای فاطمی فدک – محمّد باقر انصاری و سیّد حسین رجایی .
تعداد بازدید :
85
دسته بندی :
نویسنده : امید صفائی 



